“بحران اجتماعی موجود، وضعیت و تحولات درونی رژیم جمهوری اسلامی ایران”
قسمت دوم
قسمت اول
زمان : روز جمعه 20 ژانویه 2012 از ساعت 19 تا 22
مکان: ساختمان آستای دانشگاه فرانکفورت، طبقه دوم،
جلسات گفت وشنود توسط کميته فعالين کارگری سوسياليستی فرانکفورت
“بحران اجتماعی موجود، وضعیت و تحولات درونی رژیم جمهوری اسلامی ایران”
زمان : روز جمعه 20 ژانویه 2012 از ساعت 19 تا 22
مکان: ساختمان آستای دانشگاه فرانکفورت، طبقه دوم،
رضا شهابی عضو سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران يکی از فعالين کارگری ايران که اکنون مدت 19 ماه است بجرم دفاع از حقوق صنفی کارگران در زندان بسر می برد و از درد شديد در نواحی گردن ، کمر و دست رنج می برد او مدتيست به علت عدم رسيدگی به وصعيتش در اعصاب غذا بسر می برد و اکنون زندگيش در خطر می باشد.
علی نجاتی يکی از فعالين کارگری ايران می باشد که اکنون به جرم عضويت در سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه در زندان بسر میبرد او که از ناراحتی قلبی رنج می برد شرايط سخت زندان زندگی اورا تحديد می کند .
رضا شهابی و علی نجاتی را به همراه ديگر زندانيان سياسی آزاد کنيد !
12.11.2011 Occupy Frankfurt
11.11.2011 OCCUPY TOGETHER
کمیته فعالین کارگری ـ سوسیالیستی (فرانکفورت) را متّصف به “سکتاریست”، “لجباز”، “سمپاش”، “چپ رو”، “سرعقل نیامده” و برخی صفات دیگر میکنند و نهایت اینکه “بدترین خصلتهای جریانات سیاسی” را نیز به یکجا دارد! یعنی ما عصاره زشتی تمامی جریانات سیاسی میباشیم.
بنابراین قبل از آن که در مورد صحت و سقم این ادعاها تلاش کرده باشیم، نخست باید اذعان کنیم که در این دعاوی برعلیه “کمیته فعالین …”، عنصری از حقیقت نهفته است. اگر این “بدترین خصلتها …” در مورد جریانات سیاسی پذیرفته شده باشد، فارغ از اینکه همین ادعا در مورد “کمیته فعالین …” صدق بنماید یا نه، پیشاپیش اعتراف به واقعیت ماهیت جریانات سیاسی است که ما آنرا به عنوان خصلت و ماهیت طبقاتی همان جریانات سیاسی نقد میکنیم. بنابراین ادعای سکتاریست بودن ما از جانب منتقدین نه تصادفی و نه یک مسئله فنی در نحوه بیان بوده، بلکه به یک حقیقت درونی مربوط است و آن موضوع روش شناختی میباشد. به این ترتیب دلایل آنان را ابتدا باید شکست منطق نقادی آن منتقدین به حساب آورد.
چنین است که مغلطه جای استدلال را میگیرد و عبارتی را به عبارتی دیگر وصل میکند و تعلیق استدلال به تقلیل زبان میانجامد. اما چنین نقدی، ناقد را وا میدارد تا حقیقتی را بیان دارد، که حتی ناقد خود از آن بیخبر است. اگر حوصله برخی به توالی فعالیت تاب بیاورد، بالاخره مجاب خواهند شد که نمیتوان از امروز به فردا و هربار جمع بیمسمایی را دور هم گرد آورد و یکبار چیزی به نام کمیته، دیگربار به نام جمعی از فعالین “چپ” و همینطور صفات کثیرالااحوالی را برای هر رویداد و واقعه نام نهاد. یکبار و یکجا همان جمع به نتیجهای روی میآورد که امروزه ما پیشنهاد میکنیم و خود نزدیک به سه سال پیش به آن نتیجه پی بردیم. همینجا است که منفردین امروز به درک ضرورت خودسازمانیابی از پایین خواهند رسید و متوجه خواهند شد که “کمیته فعالین …” نه یک تشکیلات غیرپویا و معطوف به قدرت سیاسی مثل “سازمانها و احزاب” بوده، بلکه یک جمع شورایی زنده و فعال و با سوخت وساز درونی با بیرون است و همواره نفس تازه استنشاق میکند و آنانی هم که با استدلالات متخالف از جمع ما رفتند، به مصلحت با تضادهای خود یعنی با همان سازمانها و احزاب و در تخالف با ما با همان تضادها به وحدت رسیدند، بیآنکه بدانند خود جزیی از همان تضاد اجتماعی هستند.
اما امروزه از آنجایی که عصر انقلابات پرولتری میباشد، ما موضع و موقع خود را در این مناسبات اجتماعی ـ طبقاتی بر اساس حرکت و مبارزه طبقات رصد میکنیم و هستی خود را بر اساس شرایط انتخاب طبیعی و “هر آنچه که واقعی بوده پس حقیقت میباشد”، دریافت نمینماییم. همین است که وقتی سبزینگی “جنبش سبز” به زردی گرائید کمیته ما برننشست و سرخ برقرار ماند. بنابراین از آنجا که شناخت ما حاصل کارکردهای ذهن ما بر دریافتها از وقایع امور میباشد، چنین نتیجهای ما را برآن داشته که با کار شورایی از فردگرایی و فرقهگرایی بپرهیزیم و اگر امروز همین ۱۰ـ ۱٥ نفر بیش نیستیم، اما به آینده امیدواریم.
سومین هزارهای است که انسان ها “پول”، این کالای معادل عام را بهکار میگیرند و با آن پیچیدهترین و دشوارترین معاملات را به انجام میرسانند، بیآنکه دانسته شده باشد این پول (کالای معادل عام) چیست. انسانها از طریق عمل بیواسطه سودنگرانه و تفکر رایج فراخور آن با همین معادل عام خود را در جهان بهجا میآورند، بیآنکه این کار منجر به درک امور شود. از همین جا است که انسانها بهعنوان حاملان عملی روابطی که از آنان بیگانه میباشد، در درون این مناسبات احساس آرامش میکنند و در چیزی که سرتاسر درگیر تضاد است هیچ معمایی را کشف نمیکنند، هیچ گام عملی در جابجا شدن عقلانی و نا عقلانی چیزها برنمیدارند. همانند استفاده از واقعیت پول، انسانها با بسیاری از واقعیات روبرو میگردند، بیآنکه بهعنوان یک موجود کنشگرعینی و در بیرون از جهانی که پهنه فعالیت حسی ـ عملی آنان است، به درک بسیاری از پدیدارهای امور نایل آمده باشند. کمیته فعالین کارگری ـ سوسیالیستی از ابتدای روزی که با جنبش اجتماعی ـ طبقاتی جامعه ایران روبرو گردید، بهدرستی در برابر واقعیت پدیداری “خیزش سبز” با دست یافتن به درک ذات مبارزه طبقاتی کارگران در برابر “خیزش سبز” و رهبری ارتجاعی آن قرار گرفته و با تکیه بر حقیقت مبارزه طبقاتی از فروغلطیدن به پوپولیسم (خلقی ـ کارگری) برحذر ماند. پوشیدگی واقعیت خیزش سبز سبب گردید که نه تنها در درون جامعه، بلکه در هر جایی که نیروها و طبقات مختلف اجتماعی درگیر با موضوع مبارزه طبقاتی جامعه ایران بودند، برای درک موضوع شناخت و خصلت ذاتی آن گرایشات مختلفی پدید آید؛ برخی در دام این خیزش گرفتار شده و به رنگ سبز در آمدند، برخی به انتزاعیگرایی رویکرد یافتند و در کنج مبارزه طبقاتی فروخفتند، و گرایشاتی نیز با دوگانه پنداشتن تمامیت این تضاد اجتماعی، به تفکیک پوشیدگی این پدیدار پرداخته و با نگرش مارکسی به گشودن مفهوم موضوع و خصلت ذاتی آن در تفکر انتقادی ـ انقلابی دیالکتیکی پرداختند. کمیته فعالین کارگری ـ سوسیالیستی یکی از این گرایش سوم بود.
از آن روزگار تاکنون “کمیته فعالین …” با توسل جستن به نیروی درونی و خودفعالِ خویش، اقدام به برگزاری سمینارها، آکسیونها و برنامههای مختلفی نموده است که تجارب آن در فرایند رشد و ارتقاء فرد فرد رفقای “کمیته فعالین …” غیرقابل انکار میباشد. اما در این میان همواره آنچه که مورد نظر “کمیته فعالین …” بوده است، همراه ساختن، همراستایی و همکاری با دیگر فعالینی بوده که در همین محیط فعالیت مینمایند. اما چیزی که نهتنها ما، بلکه تمامی جامعه ایران و بهویژه کارگران گواه آن بودهایم، انفعال و بیربطی احزاب و سازمانهایی بود که سالیان طولانی داعیهی رهبری و نمایندگی طبقه کارگر ایران را مینمودند. فعالیتهای ما آشکار ساخت که چگونه براساس خودکوشی، خودفعالیتی و خوداندیشی از پایین، اشکالی از مبارزات و خوسازمانیابی میتواند تحقق پذیرد که درون این مبارزه طبقاتی نیازمند لیدر و قیم نیست. به این جهت “کمیته فعالین …” تاکنون به تلاش خود برای همکاری با نیروهای فعالی که بهصورت تشکلهایی مستقل در پیرامون ما قرار گرفتهاند، مشروط بر توافقات مشترک و مقطعی، ادامه داده و ضرورت اتحاد عمل را نزدیکترین اشکال همراستایی قلمداد کرده و دست رفاقت و دوستی به سویشان دراز نموده است. طبیعی است که از ابتدای شکلگیری “کمیته فعالین …” برخی از گرایشات جمعی و فردی بهواسطه سایر اشکال فعالیت نتوانستهاند با شکل شورایی “کمیته فعالین …” همکاری نمایند و از ادامه و توالی فعالیت با ما باز ماندهاند، اما در همان حال گرایشاتی نیز که پیشتر از هم دور مانده بودند، به همکاری و همگرایی نزدیکتر شدهاند. “کمیته فعالین …” از تمامی گرایشاتی که موازین ما را برای ضرورت همکاری و گسترش امکان فعالیت همراستا تشخیص میدهند، دست رفاقت دراز مینماید، چرا که در فعالیت سوسیالیستی هیچ نیرویی راهی غیر از پیوستن به جمع خردمندانه شورایی جایی نخواهد یافت.
کمیته فعالین کارگری ـ سوسیالیستی (فرانکفورت)
۱۸ سپتامبر ٢۰۱۱
اين آکسيون در تاريخ 22.10.2011 در شهر فرانکفورت از طرف کميته حمايت از مبارزات مردم ايران ( فرانکفورت ، ماينز ) و کميته فعالين کارگری سوسياليستی ( فرانکفورت ) و کانون همبستگی با جنبش کارگری ايران ( فرانکفورت و حومه ) در حمايت از مبارزات کارگران ماهشهر برگزار شد که با استقبال و همبستگی فعالين شهر فرانکفورت و ماينز روبرو شد.
این نمایش پردهای نیاز به جاوااسکریپت دارد.
اعتصاب شکوهمند ۶۵۰۰ کارگر پتروشیمی ماهشهر، که از روز سوم مهرماه آغاز شده بود ، پس از مذاکرات و وعدهی رسیدگی به خواستهایشان، پس از دوهفته پایان یافت. کارگران پتروشیمی ماهشهر برای لغو قراردادهای سفید امضاء، برای انحلال شرکتهای پیمانکاری، و برای پاسخگوئی مقامات حکومتی دست به اعتصاب زده بودند. این اولینبار نیست که کارگران پتروشیمی برای رسیدن به این خواستها دست از کار کشیده بودند. پیش از این کارگران پتروشیمی تبریز برای رسیدن به این خواستها اعتصاب کرده بودند و این اعتصاب نیز سومین اعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر بود. مقامات حکومتی و کارفرمایان هر بار با وعده و وعیدهای توخالی، کارگران را به سر کار برگردانده و به سیاست تاکنونی خود ادامه دادهاند. اما اینبار کارگران پتروشیمی ماهشهر با تشکیل کمیته اعتصاب اعلام کرده بودند که برای احقاق حقوق خود و برای تداوم مبارزهشان قصد دارند تا تشکل مستقل خود را ایجاد کنند. این گامی بزرگ برای کارگران ماهشهر و کارگران سراسر ایران محسوب خواهد شد.
برای حمایت از مبارزات شکوهمند کارگران ماهشهر، و برای کمک به تشکلیابی کارگران در ایران و برای افشای حکومت ضدکارگری جمهوری اسلامی گردهم آمدهایم تا همبستگی خود را با کارگران اعتصابی در ماهشهر اعلام کنیم. نباید از یاد ببریم که در ایران برای رسیدن به کوچکترین خواستهای صنفی کارگری، و برای گرفتن به حقوق معوقه، و برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، بسیاری از فعالان کارگری در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبرند. ما خواهان آزادی همه فعالان کارگری از زندان و آزادی همهی زندانیان سیاسی هستیم
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی ایران
برقرار باد اتحاد و همبستگی کارگران جهان
برقرار باد سوسیالیسم
شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱
ساعت ۱۵ و ۳۰ تا ۱۸ و ۳۰ هاپت واخه
Wann: Samstag 22 Oktober 2011
Von: 15:30 bis 18:30 Uhr
Wo: Frankfurt- Hauptwache