سخنرانی  “میثم آل‌مهدی” از فعالین کارگران فولاد اهواز در تبعید به مناسبت اول ماه مه

3 مِی 2020

سخنرانی  “میثم آل‌مهدی” از فعالین کارگران فولاد اهواز در تبعید به مناسبت اول ماه مه بخش اول

تشدید سرتاسری مبارزه‌ی طبقاتی در جهان

3 مِی 2020

تشدید سرتاسری مبارزه‌ی طبقاتی در جهان

این نوشته صِرفاً یک بیانه برای اول ماه مه نیست،
بررسی ما نسبت به شرایط کنونی، دیالکتیک متضاد دوگانه‌ی واحد کار و سرمایه را در نظر می‌گیرد:
● نخست، وضعیت و مناسبات اکنون نظام جهانی سرمایه؛
● دوم، مبارزه بر سر امر مشترک در بستر بحران اقتصادی/اجتماعی/سیاسی کنونی.

بانکداران مرکزی جهان سرمایه، از سر استیصال و در لحظات ناامیدکننده با رفتاری پرشتاب و هماهنگ مهم‌ترین خطوط دفاعی را در برابر بحران اقتصادی و مالی سرمایه در سراسر جهان به دست گرفته‌اند؛ این در حالی است که رهبران سیاسی چندان تمایلی به هماهنگی سیاست‌ها در خارج از مرز‌های ملی ندارند، این تدابیر بانکداران است که عمل می‌کند.
همواره با بروز هر بحرانی، اولین گام، بازگشت اقتصاددان‌های سرمایه به عقب و مرور تجارب بحران‌های سال‌های ١٩١۴، ١٩۲٩ و ١٩۴١ برای قیاس تاریخی می‌باشد. ولی اکنون شرایط بحران بسیار متفاوت است. اگر سران تصمیم‌گیر نظام سرمایه جرأت به‌خرج دهند، بایستی بگویند که اکنون با شوک اقتصادی ـ اجتماعی بسیار عمیق‌تری روبرو هستند. چشم‌انداز آتی، ماندگاری این اوضاع است که آسیب‌های اقتصادی ـ انسانی آن عمیق‌تر از هر دورانی خواهد بود، با روند بهبودی کُندتر.
در بحران مالی و ترکیدن حباب مسکن سال ۲٠٠٨، سخن از عدم قطعیت‌های دوام آن بود، لیکن اکنون می‌توان فهمید که عدم قطعیت واقعاً چیست.
با غلبه‌ی رکود اقتصادی گسترده، واکنش دولت‌ها برای نجات مشاغل، تأمین دستمزدها و حقوق‌های تقلیل‌یافته‌ی خانوار‌ها با بدهی‌های مالی انباشته شده‌ی همراه با گرانی به‌خاطر رفع و دفع خطر واکنش‌های اجتماعی به بحران، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. سوال اساسی این است که دولت‌ها غیر از این اقدام، با چه راه‌حل سیاسی/اقتصادی بحران و رکود عمومی را کنترل خواهند کرد.
با امحای بسیاری از شغل‌ها در ابعاد جهانی، تلاش برای بازتولید خواهد بود و آلترناتیو بهبودی بازتولید پساکرونا، سبب روی‌کرد و تسریع فرایند دیجیتالی و اتوماسیون شدن مداوم کار می‌شود؛ گواه آن، روند‌هایی است که ضمن افزایش مشاغل با مهارت بالا در طی دو دهه‌ی گذشته، باعث از بین رفتن شغل‌های کم‌مهارت، به رکود رسیدن دستمزد‌های متوسط و افزایش نابرابری طبقاتی/درآمدی بوده است. در چنین شرایطی، حتی با بهبودی اوضاع، امکان بازگشت شغل‌های با درآمد پایین، کم‌مهارت و به‌خصوص مشاغل بنگاه‌های کوچک ممکن نخواهد بود. تغییر در تقاضا، به‌واسطه‌ی جابه‌جایی‌های اقتصادی، تسریع گشته و باعث تغییر در ترکیب آینده‌ی تولید ناخالص داخلی می‌شود. در مقابل اتوماسیون تولید، سهم خدمات در اقتصاد رو به‌افزایش خواهد بود، اما سهم خدمات حضوری در توزیع و خرده‌فروشی، آژانس‌های مسافرتی، آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و دولتی کاهش می‌یابد؛ زیرا دیجیتالیزاسیون کنسرن‌های قدرت‌مند نظیر آمازون و علی‌بابا و… در نحوه‌ی سازمان‌دهی و ارائه‌ی این خدمات تغییراتی را ایجاد می‌کند. رکود به رقابت میان طبقه‌ی کارگر دامن زده و منجر به تسریع رشد اشتغال غیراستاندارد و کوتاه‌مدت، ناامنی شغلی کارگران پاره‌وقت و کار با کارفرمایان متعدد خواهد شد و در نتیجه، عاملی برای کاهش سیستم‌های ثبات بیمه‌ی بیکاری و روش‌های جدید مزایای انتقال‌پذیر و دستی شده که با کارگران حرکت می‌کند و تعریف کارفرما را گسترده‌تر می‌نماید. برنامه‌های آموزشی کم‌هزینه‌ی دیجیتالی برای مهارت‌سازی مشاغل جدید گسترش خواهد یافت. از طرفی دیجیتالی‌شدن فعالیت‌های تولیدی/خدماتی به وابستگی افراد زیادی با توانایی کار از راه دور منجر گشته و ضرورت گسترش زیرساخت‌ها و پهنای باندهای شبکه‌های جهانی برای تسریع در کار را وسعت خواهد بخشید.
این شکل از جهانی‌سازی، در شیوه‌ی جدید پساکرونایی/پسافوردیستی تغییر محور قدرت اقتصادی آغازشده را به جهانی شدن چین‌محور بر مبنای دوری از جهان آمریکامحور شتاب خواهد بخشید. اما پرسش این است که روند این تحول با برتری نظامی آمریکا نسبت به چین چگونه اتفاق خواهد افتاد؟
ایالات متحده دو انتخاب در پیشِ رو دارد: اگر هدف اصلی آمریکا هم‌چنان حفظ هژمونی جهانی باشد، ناگزیر باید با چین در حوزه‌ی ژئوپلتیک برد- باخت، چه از نظر سیاسی و چه اقتصادی رقابت کند؛ ولی اگر هدف بهبود وضعیت داخلی آمریکا باشد، به دلیل ویرانی زیرساخت‌های جامعه‌ی آمریکا، که با وضعیت اجتماعی/اقتصادی کنونی رو به بحران و وخامت گذاشته، باید با چین هم‌کاری کند؛ هر چند امکان موفقیت این هم‌کاری پایین است. از سوی دیگر، ساختار سیاسی/اجتماعی چین و موقعیت استبداد حاکم سرمایه، هنوز طبقه‌ی کارگر و عموماً مردم چین را تابع قدرت بلامنازع حزب حاکم نموده و رقابت‌ در صعود طبقاتی از پائین به بالا و یافتن جایگاه‌های طبقاتی جدید به‌ویژه درون طبقه‌ی متوسط، و هم‌چنین تجربه‌ی اعتماد و باورهای فرهنگی به طبقه‌ی حاکم، مبارزه‌ی طبقاتی و به چالش کشیدن قدرت را در نقطه‌ای قرار داده که حضور و سهم‌خواهی سیاسی را بسیار دور می‌توان یافت.

نسبت تقابل کار با سرمایه، یا با شرایط عینی کار به‌عنوان سرمایه، منوط به فراگردی تاریخی حول بیشترین امکان تمرکز قدرت طبقاتی یعنی به‌طورعینی کارگران، بیکارشدگان کرونایی و بیکاران، بدهکاران و بازنشستگان است. هر کدام از این سوژه‌های اجتماعی، اشکال سازمان‌یابی خود را جدا از هم و با امتناع از اشکال بازنمایی توسط نهادهای دولتی، برساخته‌اند یا بالقوه موجود هستند. اما در کنار یکدیگر و مرتبط با هم آنان می‌توانند، توانایی طرح مطالباتی و ایستادگی در برابر سرکوب را مبنایی برای فرایند و قدرت برسازندگی داشته و با مشارکت دمکراتیک در رهبری جنبش اجتماعی، با تدارک امکانات و نیازهای ایجابی امر مشترک اجتماعی (سوسیالیسم) را پیرامون انقلاب اجتماعی هدایت و رهبری نمایند.
ترکیب اجتماعی در ایران نشان می‌دهد که، سهم جمعیت شهری به‌شدت افزایش یافته و سهم فعالیت‌های اقتصادی معیشتی روستایی به‌شدت کم شده است؛ با وجود قدرت رسانه‌ای رژیم ج.اسلامی، با هجوم کروناویروس، سنت و خرافه در معنایی فراگیر در برابر جایگاه توسعه‌ی علم و بهداشت و سلامت دچار چالشی زوال‌یابنده شده و در ساحَت اجتماعی در جایگاه نهادی واقعی خود قرار خواهد گرفت. بنابراین، ظرفیت‌های بسیاری برای رشد خودآگاهی طبقاتی درون جامعه پدید می‌آید.
روزهای بسیار هراس‌انگیز، پرهیجان‌ و در عین حال امیدوارکننده‌ای را می‌گذرانیم. بحران همه‌گیری کرونا ویروس، هر روز سطوح گسترده‌تری در بُعد اقتصادی پیدا می‌کند و تأثیرات شگرفی بر مناسبات تولیدی و شرایط کار نهاده است. با روند کنونی، تا ۱۸ماه آینده، چشم‌اندازی برای شروع دوره‌ی بازگشت به شرایط عادی گذشته پیدا نیست. تا زمان دست‌یابی به تولید گسترده‌ی واکسن اطمینان‌بخش و حتی تِست در مقیاس وسیع هیچ مکانیزم دیگری که تضمین‌کننده‌ی امنیت روانی مردم برای بازگشت به شرایط عادی باشد، وجود ندارد. به‌رغم این تصور ‌که روابط اقتصادی در بخش‌های ارتباطات بین‌المللی علایمی از رونق را نشان می‌دهد، غیر از کاهش به‌چشم نمی‌خورد. به جز ضروریات زیستی ـ بهداشت و غذا ـ هم‌زمان با سقوط تقاضای کل، عرضه‌ی کل با اشکال دومینووار مواجه است. از سویی دیگر، برای مقابله با فروریختن قیمت‌ها به‌ویژه در بخش تغذیه و مواد دامی، وضعیت بسیار پیچیده‌ای بروز یافته، به‌طوری که در کشورهایی نظیر آمریکا به انهدام انبوه شیر و سبزیجات و در ایران امحاء جوجه‌های یک‌روزه دست زده‌اند که با آغاز دوران پساکرونایی دور بحرانی کمبود مواد غذایی را به دنبال خواهد داشت. کاهش تقاضا برای تولید، عرضه‌ی نفت را برای اولین‌بار در تاریخ به نرخ منفی تا ۴٠ دلار در هر بشکه فروکاست.
نظام سرمایه‌داری تاکنون در تمامی طول تاریخ خود، در پاسخ به بحران‌هایش، تنها قادر به پاسخ‌گویی انحرافات جزیی از تعادل ظرفیت‌های خود بوده است. اکنون اقتصاد سیاسی، درون چنین بحران ژرفی، استثمار کار در انقیاد نظام دستمزدی را که با اسطوره‌ی مبادله‌ی آزاد و برابر میان صاحبان کالا پنهان می‌داشت، با کاهش عمومی دستمزدها که در مقام سلسله‌مراتبی به اعماق بدهکاری سقوط آزاد می‌کند، چگونه رازورزانه پوشش خواهد داد؟ فهم وضعیت کنونی کار و نیروی زنده‌ی آن کارگر، در شرایط موجود شرط اصلی مبارزه‌ی طبقاتی، ضرورت اندیشیدن به اشکال سازمان‌یابی و متناظر با تولید آگاهی زنده در برابر اطلاعات مرده‌ی رسانه‌ای شده‌ی بورژوازی می‌باشد.
طبقه‌ی کارگر شعار راستین ایجابی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را زمانی به مبارزه‌ی ضدسرمایه‌داری، الغای کار دستمزدی و تغییرات اساسی برای سقوط سرمایه در جامعه تبدیل خواهد نمود، که برای بهبودی وضعیت خویش، مبارزات مطالباتی خود را از “حق کار” که می‌تواند فقر اقتصادی تهیدستان و فرودستان را نیز در هم بکوبد و از انحطاط اجتماعی‌شان جلوگیری کند، پیوند زند. مطالبه‌ی کار که از نظر برخی احزاب کمونیسم بورژوایی، پوچ و بی‌اهمیت شمرده می‌شود و آن‌را پارسامنشانه و حقیرانه تلقی می‌کنند، با چنین درکی در واقع، اشرافیت خود را در قیاس سرمایه نسبت به کارگران بروز می‌دهند. اما فراموش نکنیم که در پسِ تعبیری به نام “حق کار”، قدرتِ بر سرمایه نهفته است که متعاقب آن نظارت بر تملک‌زدایی از بورژوازی بر ابزار کار و وسایل تولید و کنترل همبسته‌ی طبقه‌ی کارگر به تولید یعنی الغای کار دستمزدی قرار دارد. کمونیسم بورژوایی با انکار “حق کار” از جانب طبقه‌ی کارگر، مطالبه‌ی نان، مسکن و آزادی را به یک شعار تهی و انتزاعی که دست‌یافتنی نیست، تبدیل می‌کند. مبارزه‌ی طبقاتی در ذات کار نهفته است که مبتنی بر بنیان نظام بورژوایی است و تنها در پروسه‌ی این مبارزه، کارگران به ضرورت رهایی از کار خودبیگانه‌ساز دست می‌یابند.
همین که جنبش‌های کارگری تاکنون از سازمان‌های بورکرات و مدیریت از بالا تمکین نکرده‌اند، نشانی از نتیجه‌ی آن است که خودرهائی خویش را به رهایی از تمامی اشکال سلطه‌ی هرمی سرمایه و بورکراسی، استثمار و ستم طبقاتی قرار داده‌اند. خودرهایی کارگران شامل تابعیت از هیچ بخش دیگری از طبقات اجتماعی، غیر از فرودست‌ترین نیروهای پیرامونی خود که کلیه‌ی بازنشستگان، بیکاران و تهیدستان اجتماعی که اکثریت عظیم اجتماعی را تشکیل می‌دهند، نمی‌باشد. منافع طبقاتی کارگران متضمن تحقق ـ پیوند ساختاری با- لغو هرگونه ستم بر دیگر طبقات اجتماعی چیز دیگری نیست، و این واقعیت او را قادر می‌سازد تا امور اقتصادی را بدون بازتولید استثمار و استبداد بر پایه‌ی طبقه‌ی خود سازمان‌دهی کند.

گسترش جنبش شورایی طبقه‌ی کارگر ایران ضامن پیروزی انقلاب پرولتاریایی برای تحقق حکومت کارگری است.

3258

کارگران جهان در برابر بحران جهانی سرمایه، متحد و متشکل شویم
گسترده‌تر باد اتحاد کارگری بر اساس جنبش شورایی
کمیته‌ی فعالین کارگری سوسیالیستی
اول ماه مه ١٣٩٩ (۲٠۲٠)

http://criticalmethod.blogfa.com
facebook: https://www.facebook.com
https://t.me/kkfs

https://komitee.wordpress.com

کمپین دفاع سوسیالیستی از نان، کار، آزادی

1 دسامبر 2019

شنبه ۳۰ نوامبر ۲۰۱۹ شهر فرانکفورت
آکسیون اعتراضی در حمایت از خیزش توده‌ای در ایران .
کمپین دفاع سوسیالیستی از نان، کار، آزادی

‎کمپین دفاع سوسیالیستی برای نان، کار آزادی

سمینار مسئله‌ی ساخت سیاسی در بدیل سوسیالیستی / قسمت اول: سخنرانی ناصر برین

27 اکتبر 2019

 

مواجهه‌ ۳: سمینار مسئله‌ی ساخت سیاسی در بدیل سوسیالیستی / قسمت اول: سخنرانی ناصر برین این فیلم از کنال یوتوب رفقایی مواجه 3 دانلود شده است کهتوضیحات کامل در پاین از جانب این دوستان داده شده است #مواجهه #بدیل_سوسیالیستی #شوراهای_کارگری #مبارزه_طبقاتی #ناصر_برین #تراب_ثالث سومین جلسه‌ی #مواجهه پیرموان ویژگی‌های یک #بدیل_سوسیالیستی و به خصوص مساله‌ی ساختار سیاسی و شکل مناسبات قدرت در آن با حضور: تراب ثالث و ناصر برین گردانندگان: میترا یوسفی و اشکان خراسانی زمان: ۳۱ آگوست ۲۰۱۹ مکان: برلین، دانشگاه هومبولت این سمینار در سه قسمت برگزار شده است. در قسمت‌های اول و دوم به ترتیب آقایان ناصر برین و تراب ثالث به سخنرانی پرداخته‌اند و قسمت سوم به پنل گفتگو بین دو سخنران و گردانندگان جلسه میترا یوسفی و اشکان خراسانی اختصاص داده شده‌است. در اینجا، سخنرانی آقای ناصر برین را مشاهده خواهید کرد. قسمت‌های دیگر برنامه از طریق لینک‌های زیر قابل دسترسی هستند: قسمت دوم / سخنرانی تراب ثالث: https://youtu.be/cXWBeCLIpZA قسمت سوم / پنل گفتگو: https://youtu.be/N8xwLnz451I پادکست برنامه در ساوندکلود: https://soundcloud.com/user-562855769

در تلاطم زمان ناآرام، هنگامه‌ی انقلاب است 

30 آوریل 2019

در تلاطم زمان ناآرام، هنگامه‌ی انقلاب است

 

به مناسبت اول ماه مه

بُن مایه‌ی سرمایه برای خودگستری در دوران جدید بعد از سقوط سوسیالیسم دولتی، دچار بحران عظیمی شده است. سرمایه‌داری و تمدن مدرنیته شکست خورده و واپسین تلاش آن به مثابه نولیبرالیسم از طریق جنگ‌ها و ویران‌سازی‌ها جهان را به سوی نابودی سوق می‌دهد. شکوهمندی جهان مدرن به سرحدات خود رسیده و مفهوم «پسا»، به عنوان بدیل کاربردی خروج از بحران و رفع دو جهان متضاد کار و سرمایه، در محدودیت متناقض خویش درهم فرو رفته است. وجه تولیدِ کاپیتالیسمِ نولیبرال در ابعادی جهانی هم متاثر از مبارزات طبقاتی است و هم سعی در تثبیت و به بیراهه کشاندن این مبارزات دارد. از زاویه و دید مبارزات کنونی، درک از چگونگی فراشد و واکنش سرمایه در دهه‌های اخیر در قالب نولیبرالیسم ضروری می‌باشد. مبارزاتی که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی علیه خطوط متصلب و ریتم ماشینیِ کار و سلسله‌مراتب و تخصصِ هرمیِ ناشی از آن به‌وقوع پیوست، بحرانی را موجب شد که نولیبرالیسم اصلی‌ترین پاسخ سرمایه برای دفع خطر مبارزات بود.

توافق در قلبِ کاپیتالیسم لیبرال (سیستم رفاه/ فوردی) میان دولت، سرمایه و کارگر با مرکزیت کار صنعتی، که کار تجسدیافته در پیکره‌ی محصولاتی بود که زمانِ کار و نقطه‌ی شروع  و انتهای آن منفک بود، تعین پیدا می‌کرد. هم‌چنین زمان کار، زمان فراغت، زمان خصوصی و زمان عمومی انعکاس خود را در پیکره‌ی سیاسی جوامع در سپهر سیاسی و اجتماعی در قالب ارگان‌های واسطه‌گر و منفکِ احزاب، اتحادیه‌ها و پارلمانتاریسم نشان می‌داد. «جامعه‌ی مدنی» نقطه‌ی اتصال و توافق قلمروهای منفک کاپیتالیسم رفاه بود. اینک، در وجهی از وجوه تولید نولیبرالی، این دیگر نه ارزش کار صنعتی که ارزش دانش و کار شناختی/غیرمادی است که جهت‌دهنده‌ی فرمان کنترلِ کاپیتالیسم گردیده است. دانش و خرد عمومی بر خلاف کار تجسدیافته و مادی نزد تولیدکننده، مصرف شده و به اتمام نمی‌رسد. نیروی کار همواره آن را با خود دارد و از این رو زمان کار در جایگاه‌هایی که کار‌‌ِ شناختی غلبه یافته، سرتاسری گشته و دیگر قلمروهای کار با زمان غیرکار منفک از یکدیگر قابل تمیز نیستند. این صورت مساله‌ای است که در آن سپهر بازار از قلمرو اقتصاد می‌تواند به مثابه پیکریافتگی یک جامعه بروز پیدا کند. اکنون کاپیتالیسم و بازار نولیبرال یک فرم زیستی است: پیکریافتگی جامعه به‌ مثابه کسب و کار دائم، بی تمایز و ادغام زمان زندگی در زمان انتزاعی کار. جامعه‌ی مدنی همان جامعه‌ی شرکتی است و دولت/ملت مباشر شرکت‌های فراملی نولیبرال.

اما این واقعیت به‌‌هیچ وجه تغییر نمی‌کند، که جنبش برای آزادی در گوشه و کنار سرزمین‌های در بند کار مادی و هژمونیِ کارِ شناختی سرشار از امیال رهایی، از پایین فوران کرده و به‌دنبال خود، شناخت‌های جدیدی به‌همراه می‌آورد.

این طبیعت جریان دیالکتیک جهان‌شمول امر واقع است که امیال رهایی، حرکت و تکامل مبارزات جاری طبقه‌ی کارگر ایران را نیز در یک دهه‌ی اخیر تشدید کرده و آن را به نوزایی جنبش کارگری معاصر پیوند داده و درگیر عمل برساختن خویش نموده است. ایده‌ی خوداندیش، این ژرفترین مفهوم تاریخی، در درون جنبش کارگری ایران نه تنها تاریخ در حال تکوینِ زمان حال، بلکه آینده را نیز دربرگرفته است. طبقه‌ی کارگر دمکراسی در کار و تولید را به طور عینی کشف نموده و بر همین اساس ایده‌ی کنترل و اداره‌ی شورایی کارخانه و هدایت کار در محل تولید را در خودجنبی برخاسته از مبارزات اقتصادی به سیاست طبقاتی خود گره می‌زند. این نه یک تئوری پیشینی، بلکه حاصل تحقق‌یابی جنبش عملی کارگران نیشکر هفت تپه می‌باشد، که به گسترش‌یابی عمومی جنبش اجتماعی بدل شده است.

مبارزه برای دخالت در اداره‌ی تولید و دمکراسی در کار این موقعیت را برای جنبش طبقه‌ی کارگر فراهم می‌آورد که از خود، هویتی را تاسیس نماید، تا به مثابه سوژه‌ای در شرایط کار ضمن این که جامعه و هستی اجتماعی را در گذران معیشت بازتولید می‌کند، برای خویشتن خویش نیز امکان نهادینه‌سازی امر مشترک برای برساختن کمونیسم و لغو کار دستمزدی را ایجاد نماید. جنبش کارگری بدون گذار از این فرایندها، مورد تهدید و تحریف انواع اَعمال انحرافی در قالب بازتولید نظم موجود و تأیید آن در تقلیل سوژگی تاریخی خویش تنها به عنوان یک نیروی عینیت‌یافته عمل خواهد کرد. بدون از سر گذرانیدن دمکراسی در کار خودگردانی، هرگونه تلاش کارگران می‌تواند به آلت دست مدیریت/کارفرما و تثبیت‌شدگی در بورکراتیسم دولتی گرفتار آمده و از کشف قدرت برسازنده‌ی طبقاتی خود در مقام قدرت مؤسس مشروع که کمترین وجه مشترکی با دمکراسی های نمایندگی رایج دارد، متصلب شود. اشکالی از بازنمایی دمکراسی که غیر از نفی قدرت طبقه‌ی کارگر و پروراندن سیاست منتج از دوگانه‌ی هراسِ تروریستی از امر شرّ فرایندهای دروغین و خِیر نمایندگان سرمایه نمی‌باشد، و تا ابد درون قانون ارزش و حداکثر ساعات پرداخت نشده‌ی کار برای ایجاد آن گرفتار مانده و رهایی از ضرورت کار تنها یک توهم رازآلوده باقی می‌ماند.

اما تحریف و بازدارندگی حرکت خوداندیش طبقه‌ی کارگر تنها در بیرون آن قرار نگرفته است؛ مهمترین این تحریفات درون جنبش کارگری، علاوه بر ابزارهای سرکوب بورژوازی در اشکال قوانین دستمزدی تا سازمان‌های همدست، اخراج، بیکاری، بازداشت، شکنجه و زندان، از جانب نیروهایی است که در خطوط تثبیت‌گرای «شبه‌مارکسیستی» و «چپ»، طبقه‌ی کارگر را به مثابه نیروی عینیت‌پذیر برای بازساختارمندی یک قدرت طبقاتی دیگر زیر هژمونی خویش قرار می‌دهند. گسست طبقه‌ی کارگر از قدرت برساخته بورژوازی، هم‌چنین بایستی بتواند گسست از نیروهایی باشد که خوداندیشی و تفکر انتقادی طبقه‌ی کارگر را در دوپاره‌ی کالاشدگی و خودبیگانگی گرفتار نموده و ایستایی را بر جنبش کارگری و همین‌طور قدرت برساخته نظام طبقاتی را بر قدرت برسازنده و آفرینش‌گر طبقه‌ی کارگر مسلط نموده و از آن سلب توان می‌کنند.

مبارزه برای دمکراسی در کار، امکان درک قدرت برسازنده‌ی طبقه‌ی کارگر را به شناخت ریشه‌ای از امکان فهم و تغییر هستی موجودش از ترس به شادمانی، از مرگ به زندگی، و ارتجاع به انقلاب را رشد خواهد داد. از درون دمکراسی در کار، محیطی فراهم می‌آید که نیروهای تکین و ترس‌خورده به انبوهی از کارگران خودسازمان‌یاب بدل می‌گردند که می‌توانند با تکیه بر قدرت جمعی خویش از قدرتِ مسلط بگسلند، و از بطن آن سیاست امر مشترک حاصل می‌شود.

تاریخ جنبش کارگری به طور جهان‌شمول و در جریان پیوسته‌ی متکامل خود از یک سو چنان فرازهای درخشان و مشترکی را واقعیت بخشیده که توانسته به امکان‌های جدیدی فراروید، و از سوی دیگر به دست نیروهای تخریب سرمایه چنان آلوده گشته که به ضد خود دچار گشته و از خویش سلب قدرت نموده است. اکنون در زمانه‌ی یورش بحران‌ها و سبعیت قدرت سرکوب، هنگام فوریت بی‌امان تبدیل هر گونه مطالبه به مبارزه‌ی سیاسی بلاواسطه و سازش‌ناپذیر به مقاومتی جمعی و تبدیل آن به آنتاگونیسم طبقه‌ی کارگر در برابر طبقه‌ی بورژوازی است. طبقه‌ی کارگر در فرایند مبارزات خود و با اتکا بر منابع تاریخی جنبش خویش، اکنون با فهمی سرشار از پویایی در مقاومت جمعی برای مبارزه‌ی خلاقانه با هرگونه فرمانبری، مبارزه‌ی مستقیم سیاسی با تفکیک‌شدگی، مبارزه‌ی کمونیسم عملی با حزبیت و دولت، تصویری جدید از پراکسیس انقلابی را پدیدار ساخته است.

اینک جنبش کارگری بازدارندگی و ماندگاری دیدگاه‌های سیاسی متمایل به مارکسیسم ایدئولوژیک را که دستگاه حزبی، آپارات قدرت برساخته و محدودساز فرماندهی عمودی و بی‌اراده را بر فعالیت خودسازمان‌یابی و افقی مبارزه‌ی طبقاتی طبقه‌ی کارگر اِعمال نموده است، تاریخاً درک می‌نماید. حرکات جنبش کارگری به وضوح نشان می‌دهد که تا چه اندازه واقعیات مبارزه‌ی طبقاتی سرشار از میل خودتحقق‌بخشی بوده و هر لحظه‌ی جنبش طبقاتی خود درگیر عمل برساختن خویش می‌باشد. مبارزه‌ی طبقاتی اکنون در این نقطه، هم سلسله‌مراتب کهن کاپیتالیسم فوردیستی را دچار اخلال کرده است و هم ماهیت نظم‌پذیری مبتنی بر نمایندگی و وساطت مدرن از جمله حزب/اتحادیه را آشکار ساخته است.

اکنون درون چنان تحول جهانی در اشکال کار و مبارزات طبقاتی هستیم که میزان استخراج وحشیانه و ستم‌بار ارزش از زمان کارِ نولیبرالیستی در کار مادی و غیرمادی به ساختاربندی درآمده است، اما از آن‌جا که قلمروهای متمایز شروع و پایان کار در این شیوه‌ی تولیدی در هم ادغام گشته، سرمایه هم اکنون به دنبال مصادره و حق ثبت برای جریان و سیلان کار منعطف و شناور است. زمان در سرمایه مانند جریان اطلاعات غیرمادی در اینترنت و تکنولوژی یک دور باطل و غیرخطی است و از این‌رو، کار اینک پیش‌بینی‌ناپذیر، بی‌ثبات و حاویِ فلاکتِ عمومی گردیده و زمان سرقت شده، تعیین‌کنندگی جهت و فرمان کاپیتالیسم را در اختیار گرفته است. به این ترتیب، کار پیش‌بینی‌پذیر فوردیستی هر روز با رباتیزه کردنِ خود سهم هژمونیِ (کیفی) کار بی‌ثبات را افزایش داده و کار منعطف را به پسماند اپلیکیشن‌های خدماتی و استارت‌اپ‌های مجازی فروخواهد کاست.

بر ما است که لحظه‌ای از دریافت و ادراک هر دو سطح سلطه‌گری و ضعف سرمایه چشم برنداریم. این که سرمایه به‌دنبال بحران دایمی در همه ابعاد خود است و به‌خاطر سودآوری به‌دنبال ایجاد یک وضعیت اضطراری و امنیتی دایمی در قالب نئوفاشیسم، جنگ و… می‌باشد، پیش از هر چیز به‌خاطر شکنندگی بیش از پیش آن است.

مبارزات طبقاتیِ عصر ما در جلوه‌ها و نطفه‌های نوین، بدون سلسله‌مراتب کلاسیک، با درهم تنیدن کار ذهن و بدن، علیه زمان انتزاعی و تشدید استبداد کار خواهد بود.

اینک با در اختیار داشتن دانش تولیدی و تجاربی از کار متکثر، طبقه‌ی کارگر بیش از پیش شرایط امکان کمونیسم به مثابه فوران خلاقیت و استعداد و فعالیت آزاد و داوطلبانه بدون سلسله‌مراتب را دارا است. مبارزات طبقاتی به میزان گسترش وجه تولیدی جدید در نولیبرالیسم و تبدیل همه شئون زندگی به اصل موضوعه‌ی «کار» اینک بیش از پیش مساله ما است و بیش از گذشته یادآوری جمله «مانیفست کمونیست» مبنی بر این‌که: تاریخ تمامی جوامعِ تاکنون موجود، تاریخ مبارزات طبقاتی بوده است، اهمیت و ضرورت دارد.

محو مناسبات طبقاتی و الغای کار دستمزدی از طریق کمونیسم شورایی تحققپذیر است

سرنگونی سوسیالیستی رژیم سرمایهداری ج.اسلامی تنها آلترناتیو راستین رهایی است

کارگران جهان متحد و همبسته شویم !

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد !

زنده باد استقلال طبقاتی کارگران

ادارهی شورایی

کمیته‌ی فعالین کارگری سوسیالیستی

اول ماه مه ۲۰۱۹

 

 

Es Leben der Sozialismus und die internationale Solidarität der Proletarier

Proletarier aller Länder vereinigt Euch

Komitee der Arbeiter-sozialistischen Aktivisten/-innen

https://komitee.wordpress.com

http://criticalmethod.blogfa.com

https://t.me/kkfsf

نمایش بیانیه بصورت تصویری

نگاهی کوتاه ه جنبش کارگری

خجسته باد روز همبستگی جهانی کارگران !

23 آوریل 2019

نامه‌ی اعتراضی اتحادیه‌های کارگری جهان در حمایت از مبارزات کارگران ایران چهارشنبه, ۲۸م آذر ۱۳۹۷

20 دسامبر 2018

نامه‌ی اعتراضی پنج اتحادیه‌ی کارگری فرانسه و هشتاد اتحادیه‌ی کارگری دیگر از کشورهای جهان به رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامات آن حکومت در حمایت از مبارزات کارگری و برای آزادی زندانیان در بند، از جمله زندانیان سندیکای کارگران هفت تپه.  ….

آقای رهبر عالی مقام،
ما، اتحادیه‌های کارگری فرانسه – CFDT, CGT, FSU, Solidaires, UNSA ـ و هشتاد اتحادیه‌ی کارگری دیگر از کشورهای گوناگون، از این طریق توجه شما را نسبت به مراتب نگرانی خود از وضعیت وحشتناک کنشگران اتحادیه‌ای در ایران جلب می‌کنیم. از ایران به‌ طور مداوم اخبار نگران‌کننده‌ای به ما می‌رسد. مقامات امنیتی و مسئولین انتظامی ایران در هفته‌های گذشته آموزگاران و کنشگران اتحادیه‌ای را به‌ شدت زیر نظر داشته و مورد پیگرد قرارداده‌اند، زیرا که این کنشگران در اعتراض به گرانی و عدم پرداخت دستمزدهای معوقه‌‌شان به راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز پرداخته‌اند. به این جرم، مسئولین ذیربط، شمار زیادی از کنشگران سندیکایی را از کار اخراج کرده و تحت فشار قرار داد‌ه‌اند؛ هم‌چنین شماری دیگر از آن‌ها را دستگیر کرده و به زندان انداخته‌اند. آخرین نمونه از این دست، وضعیت کارگران کارخانه‌ی نیشکر هفت تپه است. کارگران این کارخانه هم اکنون به مدت دو هفته است که به‌خاطر عدم پرداخت دستمزد ماهانه‌ی خود و بر علیه حیف و میل مالی برخی از اعضای هیئت مدیره‌ی کارخانه، دست به اعتراض زده‌اند. روز یکشنبه هیجدهم نوامبر ٢٠١٨، ابتدا همه‌ی هیجده عضو هیئت اجرایی سندیکای کارگران نیشکر از جمله: اسماعیل بخشی و مسلم آرمند، و هم‌چنین روزنامه نگار و کنشگر دانشجویی ـ کارگری خانم سپیده قلیانی، که درباره‌ی اعتصاب و اعتراضات کارگران گزارش تهیه می‌کرد، را بازداشت کردند.

علاوه براین افراد، برخی دیگر از کنشگران اتحادیه‌ای را هم تاکنون به دادگاه کشانده‌اند، از جمله: آقایان: ابراهیم مددی، داود رضوی، علی نجاتی، جعفر عظیم‌زاده و همین‌طور بسیاری از اعتصاب‌کنند‌گان دیگر را محکوم به زندان کرده‌اند، که بسیاری از این افراد اخراج شده و یا به جرم «خراب‌کاری اقتصادی» متهم گشته‌اند. بر اساس گزارش شورای هماهنگی آموزگاران، مسئولین مربوطه از یازده نوامبر دستکم دوازده آموزگار را دستگیر و سی آموزگار را به دادگاه فراخوانده و بازجویی کرده‌اند، از جمله: آقای هاشم خواستار معلم بازنشسته، فعال صنفی ـ مدنی و از اعضای باسابقه کانون صنفی معلمان خراسان را در یکم نوامبر دستگیر و تا نوزده نوامبر در یک بیمارستان روان‌درمانی به زنجیر کشیده، محبوس کرده و سپس بر اثر فشار آزاد نموده‌اند. سه عضو سرشناس دیگر از آموزگاران انجمن صنفی و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران هنوز در زندان به‌سر می‌برند. در فاصله‌ی میان ١١ تا ٢٠ نوامبر، دوازده آموزگار دستگیر شده‌اند، از جمله: محمدعلی زحمتکش، محمدرضا رمضان‌زاده، پیروز نامی، علی کروشات، علی فروتن، حسین رمضانپور و شاهمرادی. هم‌چنین آموزگاران دیگری نیز دستگیر شده و در زندان به‌سر می‌برند. دیگر کنشگران اتحادیه‌ای نیز که در زندان بودند، دوباره محاکمه شده و از نو به زندان‌های طویل‌المدت محکوم شده‌اند. از میان شمار زیادی از آموزگارانی که هم اکنون در زندان به‌سر می‌برند، می‌توان از محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی، عبدالرضا قنبری و محمد حبیبی نام برد. لیست دستگیرشدگان متأسفانه هنوز تمامی ندارد. بند بیست و دوم «پیمان‌نامه‌ی بین‌المللی حقوق شهروندی و سیاسی» (ICCPR) و بند هشتم «پیمان‌نامه‌ی بین‌المللی برای حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» (UN-Sozialpakt, PIDESC) حق تشکیل اتحادیه و عضویت در آن را تضمین می‌کند. ایران هم عضو سازمان بین‌المللی کار (ILO) است. اما این کشور حقوق تضمین‌شده در این پیمان نامه‌ها را نمی‌پذیرد، حقوقی که به کارگران ایرانی اجازه می‌دهد، سازمان‌های مستقل خود را ایجاد کنند و در آن عضو شوند.

ما، اتحادیه‌های فرانسوی و هشتاد اتحادیه‌‌ی دیگر کارگری از سرتاسر جهان، خواستار رفع محکومیت‌های غیرقابل توجیه هستیم؛ خواستار رفع محکومیت‌هایی هستیم که با حقوق اولیه‌ی انسانی در تضاد هستند. ما هم‌چنین خواستار آزادی فوری همه‌ی کنشگران هستیم، که به‌خاطر فعالیت اتحادیه‌ای دستگیر شده‌اند، به‌ویژه خواستار آزادی اسماعیل بخشی، سپیده قلیانی و علی نجاتی می‌باشیم.

پاریس، بیست و ششم نوامبر ٢٠١٨

Confédération française démocratique du travail (CFDT)
Confédération générale du travail (CGT)
Fédération syndicale unitaire (FSU)
Union Syndical Solidaires
Union nationale des syndicats autonomes (UNSA)

کپی و ارسال به:
آقای آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران
آقای حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران
آقای صادق لاریجانی، رئیس قوه‌ی قضاییه‌ی جمهوری اسلامی
سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاریس (فرانسه)

امضاکنندگان دیگر:

Central Sindical e Popular Conlutas (CSP-Conlutas) – Brésil.
Confederación General del Trabajo (CGT) – Etat espagnol.
Union syndicale Solidaires (Solidaires) – France.
Confédération Générale du Travail du Burkina (CGT-B)–Burkina.
Confederation of Indonesia People’s Movement (KPRI) –Indonésie.
Confederación Intersindical (Intersindical) – Etat espagnol.
yndicat National Autonome des Personnels del’Administration Publique (SNAPAP) – Algérie.
Batay Ouvriye – Haïti.
Unione Sindacale Italiana (USI) – Italie.
Confédération Nationale des Travailleurs – Solidarité Ouvrière (CNT SO) – France.
Sindicato de Comisiones de Base (CO.BAS) – Etat espagnol.
Organisation Générale Indépendante des Travailleurs et Travailleuses d’Haïti (OGTHI) – Haïti.
Sindacato Intercategoriale Cobas (SI COBAS) – Italie.
Confédération Nationale du Travail (CNT-f) – France.
Intersindical Alternativa de Catalunya (IAC) – Catalogne.
Union Générale des Travailleurs Sahraouis (UGTSARIO) – Sahara occidental.
Ezker Sindikalaren Konbergentzia (ESK) – Pays basque.
Confédération Nationale de Travailleurs du Sénégal Forces du < Changement (CNTS/FC) – Sénégal.
Independent Trade Unions for Egyptian Federation (EFITU) – Egypte.
Sindicato Autorganizzato Lavorator COBAS (SIAL-COBAS)– Italie.
General Federation of Independent Unions (GFIU) – Palestine.
Confederación de la Clase Trabajadora (CCT) – Paraguay.
Red Solidaria de Trabajadores – Pérou
Union Syndicale Progressiste des Travailleurs du Niger (USPT) – Niger.
Union Nationale des Syndicats Autonomes du Sénégal (UNSAS) – Sénégal.
Unión Nacional para la Defensa de la Clase Trabajadora (UNT) – El Salvador.
Solidaridad Obrera (SO) – Etat espagnol.
National Union of Rail, Maritime and Transport Workers (RMT/TUC) – Grande-Bretagne.
Centrale Nationale des Employés – Confédération Syndicale Chrétienne (CNE/CSC) – Belgique.
Sindicato Nacional de Trabajadores del Sistema Agroalimentario (SINALTRAINAL/CUT) – Colombie.
Fédération Générale des Postes, Telecom et Centres d’appel – Union Générale Tunisienne du Travail (FGPTT/UGTT) – Tunisie.
Trade Union in Ethnodata – Trade Union of Empoyees in the Outsourcing Companies in the financial sector – Grèce.
Syndicat national des travailleurs des services de la santé humaine (SYNTRASEH) – Bénin
Sindicat dos Trabalhadores da Fiocruz (ASFOC-SN) – Brésil.
Organizzazione Sindicati Autonomi e di Base Ferrovie (ORSA Ferrovie) – Italie.
Union Nationale des Normaliens d’Haïti (UNNOH) – Haïti.
Confederazione Unitaria di Base Scuola Università Ricerca (CUB SUR) – Italie.
Confederazione Unitaria di Base Immigrazione (CUB Immigrazione) – Italie.
Coordinamento Autorganizzato Trasporti (CAT) – Italie.
Confederazione Unitaria di Base Credito e Assicurazioni (CUB SALLCA) – Italie.
Syndicat des travailleurs du rail – Union Nationale des Travailleurs du Mali (SYTRAIL/UNTM) – Mali.
Gıda Sanayii İşçileri Sendikası – Devrimci İşçi Sendikaları Konfederasyonu (GIDA-IŞ/DISK) – Turquie.
Syndicat National des Travailleurs du Petit Train Bleu/SA (SNTPTB) – Sénégal.
Asociación Nacional de Funcionarios Administrativos de la Caja de Seguro Social (ANFACSS) – Panama.
Conseil des Lycées d’Algérie (CLA) – Algérie.
Confederazione Unitaria di Base Trasporti (CUB Trasporti) – Italie.
Syndicat de l’Enseignement Supérieur Solidaire (SESS) – Algérie.
Palestinian Postal Service Workers Union (PPSWU) – Palestine.
Union Syndicale Etudiante (USE) – Belgique.
Sindicato dos Trabalhadores de Call Center (STCC) – Portugal.
Sindicato Unitario de Trabajadores Petroleros (Sinutapetrolgas) – Venezuela.
Alianza de Trabajadores de la Salud y Empleados Publicos – Mexique.
Canadian Union of Postal Workers /Syndicat des travailleurs et travailleuses des postes (CUPW-STTP) – Canada.
Syndicat Autonome des Postiers (SAP) – Suisse.
Federación nacional de trabajadores de la educación (SUTEChili)– Chili.
Plateforme Nationale des organisations professionnelles du secteur public – Côte d’Ivoire
Trades Union Congress, Liverpool (TUC Liverpool) – Angleterre.
Sindacato Territoriale Autorganizzato, Brescia (ORMA Brescia) – Italie.
Fédération syndicale SUD Service public, canton de Vaud (SUD Vaud) – Suisse
Sindicato Unitario de Catalunya (SU Metro) – Catalogne.
Türkiye DERİ-İŞ Sendikasi, Tuzla et Izmir (DERİ-İŞ Tuzla et Izmir) – Turquie.
L’autre syndicat, canton de Vaud (L’autre syndicat) – Suisse
Centrale Générale des Services Publics FGTB, Ville de Bruxelles (CGSP/FGTB Bruxelles) – Belgique
Arbeitskreis Internationalismus IG Metall, Berlin (IG Metall Berlin) – Allemagne
Sindicato Unificado de Trabajadores de la Educación de Buenos Aires, Bahia Blanca -(SUTEBA/CTA de los trabajadores Bahia Blanca) – Argentine
Sindicato del Petróleo y Gas Privado del Chubut/CGT – Argentine.
UCU University and College Union,University of Liverpool (UCU Liverpool) – Angleterre.
Industrial Workers of the World – International Solidarity Commission (IWW)
Transnationals Information Exchange Germany (TIE Germany) – Allemagne.
Emancipation tendance intersyndicale (Emancipation) – France
Globalization Monitor (Gmo) – Hong Kong.
Courant Syndicaliste Révolutionnaire (CSR) – France.
No Austerity – Coordinamento delle lotte – Italie.
Solidarité Socialiste avec les Travailleurs en Iran (SSTI) – France
Basis Initiative Solidarität (BASO) – Allemagne.
LabourNet Germany – Allemagne.
Resistenza Operaia – operai Fiat-Irisbus – Italie

——————————————————————–

ترجمه : کمیته‌ی فعالین کارگری سوسیالیستی

مصاحبه ناصر برین با داود رضوی و لقمان ویسی برای نشریه کارگری اکسپرس

1 ژوئیه 2018

مصاحبه نشریه کارگری اکسپرس با داود رضوی فعال جنبش کارگری و عضو سندیکای شرکت واحد تهران و لقمان ویسی عضو کانون صنفی معلمان مریوان کردستان

بخش اول : داود رضوی

بخش دوم : لقمان ویسی

درون نگری موانع پیشروی جنبش کارگری به مناسبت اول ماه مه 2018

28 جون 2018

درون نگری موانع پیشروی جنبش کارگری به مناسبت اول ماه مه 2018

سخن رانان :

ناصر برین

ساسان صدقی نیا

بیانیه کمیته فعالین کارگری سوسیالیستی به مناسبت اول ماه مه 2018

29 آوریل 2018

روز جهانی کارگر

 را به سرآغاز سازمانیابی سوسیالیستی طبقهی کارگر تبدیل کنیم!

بار دیگر اول ما مه، نگاه انتقادی ـ انقلابی هر کارگر رادیکالی را به تامل در وضعیت کلی مناسبات سرمایه‌داری معطوف می‌دارد. مناسباتی که می‌تواند در ترسیم چشم‌اندازی برای مبارزات توده‌های کارگر و ارزیابی از موقعیت این مبارزات مفید واقع شود.

مارکس روزگاری اشاره کرده بود که «ایجاد انقلاب مستمر در تولید و درانداختن آشوب بلاوقفه در تمامی روابط اجتماعی و عدم یقین و تلاطم پایان‌ناپذیر، عصر بورژوایی را از تمامی اعصار قبلی متمایز می‌سازد». بدین ترتیب زندگی ما کارگران در دست طبقه‌ی حاکمه‌ای است که منافعش نه فقط تغییر بلکه به بحران و آشوب نیز وابسته است. فاجعه به فرصت‌های سودآور برای تحول و توسعه‌ی مجدد و نوسازی بدل می‌شود. سرمایه ذات خود را در بحران، بروز می‌دهد. در دنیای امروزِ سرمایه‌داری، بحران فقط یک لحظه در فرآیند ارزش‌افزایی نیست. سرمایه بحران را تبدیل به یک فرصت و قاعده همیشگی کرده است. بحران‌های اقتصادی از جمله فقر و نابرابری به بالاترین میزان خود در طول تاریخ حیات بشر، بعد از ورود به دوران مدرن رسیده‌است. و اینک سرمایه‌ی مالی استراتژی قدرت سرمایه  در حوزه‌های مختلف از جمله در صنعت و تجارت را تعیین می‌کند. هژمونی سرمایه‌ی مالی یعنی تسخیر زیست بشر و فرم‌دهی به آن بر طبق معیارها و ارزش‌گذاری‌های سرمایه. بحران در محیط زیست و جنگ، بحران‌های دیگری هستند که تبدیل به قاعده‌ای برای سرمایه‌داری امروز شده است. زمانی بحران حاصل مبارزات طبقاتی بود، به عبارتی بحران حاصل کنش کارگران و فشل شدن پیچ و مهره‌ی ماشین سرمایه برای ادامه حیاتش بود اما امروز چنین امری تضعیف گشته است.

طبقه‌ی کارگر در سطح جهانی در موقعیت سرنوشت‌سازی قرارگرفته‌است. دگرگونی در ترکیب فنی سرمایه و شکل‌بندی طبقاتی نوین، کارگران را به‌ موازات برون‌سپاری گسترده‌ی سرمایه، پراکنده و متکثر ساخته‌ است. به ‌لحاظ تاریخِ سیاسیِ تقابلِ کار و سرمایه شاید بتوان گفت سرمایه همواره گرایش به رهاسازی خود از «شر» مبارزه‌ی کارگران داشته است، اکنون می‌توانیم بگوییم در عصر نولیبرالی/ پسافوردیستی این گرایش سرمایه به حداکثر میزان خود رسیده است. طبقه‌ی کارگر در سطحی بین‌المللی در دورنمایِ استراتژی نولیبرالیِ سرمایه، چیزی جز پسماند در نظر گرفته نشده است. پسماندی که با جای‌گزینی فن‌آوری هر چه بیشتر از خصلت مولد بودن خود جدا گشته و از تولید ثروت منفک می‌شود. سرمایه که بر بنیان ارزش‌آفرینی نیروی کار زنده ادامه حیات می‌دهد چگونه با این تناقض خود روبرو گشته است؟ این پرسش مهمی است! این پرسش، اساس استراتژیِ کمونیسمِ آینده را تشکیل خواهد داد.

فرم متکثر و بدون مرکزیت سرمایه حاصل متلاشی شدن خطوط هیرارشیک سرمایه‌داری فوردیستی از دهه‌ی شصت میلادی به این‌سو در اثر مبارزات جهانی طبقه‌ی کارگر بوده است، بحرانی که سرمایه آن را با توسل به نوعی فرم‌دهی و بازآرایی مجدد قدرت خود در خط تولید نولیبرالی پاسخ داده است. فرم‌دهی افقی اِعمال هژمونی سرمایه‌ی مالی بوسیله‌ی برون‌دهی کار زنده از کارخانه‌ها به سمت «خودکارفرمایی» و «کار مستقل» به پیش رانده شده است این گرایش ریتم مسلط فرم‌دهی به خط تولید سرمایه می‌باشد.

این همان جایی است که استراتژی دشوار و کم‌فروغ مبارزه‌ی طبقاتی زمانه‌ی ما را آشکار می‌سازد. یعنی دگردیسی در صف‌آراییِ کار در برابر سرمایه در اشکال متکثر و زمین‌های گوناگون که حاوی موقعیت دوگانه‌ای است. در حالی‌که در اثر مبارزات جاری کارگران در طی دهه‌ها، مرکزیت سرمایه فروپاشیده شده است اما این متلاشی شدن دوباره موجب به‌کارگیری تمام قوای ذهنی/ بدنی کارگر در پسافوردیسم گشته است. سرمایه در عصر حاضر چیزی بیشتر از یک شیوه‌ی تولید است، سرمایه یک ماشین انقیاد و کنترل و انهدام است. انبوه نیروی کار جهانی در اثر متزلزل‌سازی زیستی خود تابع صورت جدیدی از قدرتِ سرمایه شده است، صورتی که نمایان‌گر شدت سیطره‌ی مناسبات کالایی است.

تابعیت صوری و واقعی که مارکس از آن صحبت کرده بود در فن‌آوری و دیجیتالی شدن مناسبات کار به «تابعیت نمایشی» یا «نقش‌پذیری» بسط یافته‌است. جریان زمان/ دستمزدِ عینی و شکاف آن به صورت جریان زمان/ تجربه‌ی انتزاعی یا غیرمادی تبدیل شده است. کارگر در ازای کار خود صورتی از انتزاع از جمله وعده، امید، تجربه، لذت، موفقیت و …. را دریافت می‌کند و پذیرش این فرآیند جز از طریق خط تولید و کامپیوتریزه کردن تولید اتفاق نمی‌افتاد.

سرمایه در دیدگاه مارکس یک انتزاع پیکریافته است. حال این انتزاع، پیکره‌ی خود را در کل زندگی گسترش داده و کل زندگی را به یک انتزاع سرتاسری کشانده است که روند رویدادها و فجایع و کنش طبقاتی در برابر آن  بیش‌تر از هر زمان دیگری قابل لمس و عینیت‌یابی نیست. کارگران در این نقش‌پذیری موقعیت فعالی دارند چون تماما تحت انقیاد و هژمونی سرمایه قرار دارند راهی برای عقب‌گرد نیز وجود ندارد، حتی امکان سازمان‌یابی بصورت مرکزگرا نیز از بین رفته است، اما منافع مشترک طبقاتی از بطن شرایط موجود برکشیده خواهد شد.

یک چشم‌انداز افقی و بدون مرکز چگونه سازمانی خواهد بود؟ این پرسشی است که طبقه‌ی کارگر در مقیاس بین‌المللی بدون آن‌که از آن آگاه باشد در حال آزمون و خطای آن است فرمی از سازمان‌یابی که سرکوب آن دشوار است، زمین آن از خیابان تا کارخانه گسترده است، پیکر آن همه جاگستر است، اما پایداری آن به راحتی میسر نیست.

ساختن و نشان دادن اشتراک موجود حوزه‌های مختلف مبارزاتی، پیوند دهنده‌ی سازمانی خواهد بود که این‌بار نه متکی بر ایده‌های پیکریافته مرکزگرا، بلکه مبتنی بر جریان خواست‌های بحران‌زا در حین حرکت تک تک آن قلمروها خواهد بود. کمونیسم نه یک بازنماییِ معرفتی و نه ایده‌ای بیان‌گر خواهد بود که ابتدا در ذهن صورت بندد. بلکه در قلمرو کنش ناخودآگاه امیال و خواست‌هایی خواهد بود که جلوتر از انقیاد سرمایه عمل می‌کنند. این کنش‌ها وجود دارند در صورتی که ما اعماق و اجتماع انسان‌های بحران‌زا را دریابیم، بحرانی که لحظات و مقوله‌ای از مبارزه‌ی طبقاتی خواهد بود.

پس کارگران ایران! با روی‌کردی جهانی، کارگران را فرابخوانیم که:

دست‌های یکدیگر را بگیریم؛ قلب‌هایمان را به هم بسپاریم؛ و در چالش اندیشه‌ی پویش‌گر، براین کهنه دنیای استثمار انسان از انسان برپا بایستیم. مناسباتی که از پسِ این چالش‌ها و پویش‌ها شکل می‌گیرد، تبلور خودآگاهی انقلابی است که کمونیسم نام دارد: سازمان آزادی و رهاییِ کار بردگی در سراسر جهان.

محو مناسبات طبقاتی و رهایی انسان حاصل تداوم جنبش سوسیالیستی است

گسترده باد همبستگی بینالمللی کارگران

گرامی باد یاد مبارزان خستگیناپذیر جنبش کارگری

کارگران جهان متحد شویم !

 

کمیته ی فعالین کارگری سوسیالیستی

اول ماه مه ٢٠١٨ [١١ اردیبهشت ماه ١٣٩٧]

https://komitee.wordpress.com/

https://youtube.com/user/KKFSF

http://criticalmethod.blogfa.com

https://t.me/kkfsf