یاد نامه رفیق انقلابی و کمونیست و یکی از فعالین شورای شهر سنندج

شمس الدین مولانائ یکی ازفعالین کمونیست و بنیانگذار شوراهای محلات در سالهای 57 تا 59 در شهرسنندج. اخیرا در انگلستان متأسفانه درسن 55 سالگی در گذشت!

شمس الدین مولانائی در خانواده متوسط در شهر سنندج بدنیا آمد. او فعالیت خود را در سال 53 با آشنائ با مسائل چپ و کمونیستی و نزدیکی با محافل آن زمان در شهر سنندج آغاز کرد. و بعد از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل به انگلستان سفر کرده وادامه تحصیل داد و در همین مدت دانشجوئی با کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور در ارتباط و یکی از فعالین دانشجوئی خارج از کشور بر ضد نظام سرمایه داری پهلوی ایران مبارزه میکرد.

در اوائل سال 57 با شروع شدن تظاهراتهای عمومی و اجتماعی در ایران روزهای اولیه بازگشت و باهم محفل های قدیمی خود تماس گرفت و به فکر فعالیت با رفقا یش افتاد .اما امکانات و شرایط مخفی کاری در آنروزها تشکیل فعالیت سازمانی را در بر نداشت و با همفکری و کمک دیگر رفقا «مبارزین محله آقا زمان» را در سنندج تشکیل دادند. که به وسیله آن بتوانند مبارزین دیگر محلات را به همین شیوه الگوی سازماندهی کرده  وهر محله سازماندهی مستقل خود را داشته باشند و در مواقع ضروری مجموعه این سازمانهای محلی هماهنگی تظاهرات و حرکتهای شهری را به پیش ببرند. و این شیوه کاملا عملی شده و به اجرا در آمد و بعد از مدت خیلی کوتاهی مبارزین محلات جور آباد، خیابان فرح، چهار باغ، فیض آباد، قلعه چوارلان و دیگر محلات شهر تشکیل چنین تشکل هایی را دادند. در همان زمان مبارزین محله آقا زمان به این فکر افتادند که این محافل را بصورت شورا های محلات در آورند زیرا در جریان عمل و راه اندازی تظاهرات که درآن زمان مدارس جایگاه ویژه ای آن بود .اولین شورا در مدارس شهر سنندج در زمان شاه در دبیرستانهای بوعلی، هدایت و غزالی که در همان زمان درهم ادغام شَده بودند ایجاد شد و دیگر دبیرستانها یکی پس از دیگری شورا های خود را برای نظم بخشیدن به تظاهرات دانش آموزی تسکیل شدند و شورای دبیرستان شاهپور بدلیل ادغام بودن پسران و دختران در این دبیرستان و واقع بودن در مرکز شهر حالت مرکزیت شورای دانش آموزی بخود گرفت و در زمان شاه و همچنین بعد از انقلاب هم این شورای دانش  آموزی نقش زیادی درهماهنگی در پیش برد کار مبارزین محلات سنندج ایفا کردند. و این تجربه بسیار موثر و مهمی بود که مبارزین محلات را تشویق به اجرای نقش شوراها و ایجاد آن در سراسری عمل نمایند و در شوراها که با مبارزین سرشناس  آنزمان در شهر سنندج در تماس با افراد و فعالان رادیکال و مترقی و کمونیست و چپ بخصوص با زنده یاد صدیق کمانگر بوده و مشغله امور شهر را بدست شوراها را مدنظر و تلاش برای جلب همکاری و تقویت امر سازماندهی و گسترش شوراها را داشتند. در نشستی که با مبارزین داشتند، شمس الدین مولانائی بعنوان نماینده شورا و مجمع عمومی محله آقا زمان بود و نمایندگان مجامع عمومی مرتبط در سطح شهر زمینه های سازماندهی توده ای و مجامع عمومی محلات را ارائه دادند. که چند خواست عموی برقراری امنیت و جلسات شبانه در محلات و تظاهرات روزانه و ایجاد صف مستقل و رادیکال در برابر جریانات مرتجع محلی مفتی زاده و حسینه ارشاد و خمینی و ضد شاه و سرمایه داری و کنترل بر توزیع نفت را به شرکت نفت سنندج را به رژیم پهلوی و ارگانهای سرکوب تحمیل کرده بودند. و زمینه های حرکت های سازماندهی از پائین جامعه در شهر و محلات و مراکز آموزشی و مدارس و دبیرستانها و کانونهای دمکراتیک شکل گرفته توانست در کوتاه مدت از پایگاه اجتماعی در سطح شهر سنندج برخوردار شوند .که بعدا زمینه های تحمیل شورای شهر سنندج بعد از نوروز خونین در بهار 58 سنندج و بعد از ناکامی و عقب نشینی رژیم در  بعد از حمله 28 مرداد به کردستان در پائیز 58 و آزادی سازی شهرها و روستاها. هیئت مؤسس شوراها و شوراهای وسیع محلات سنندج در پایئزسال 58 تا آخر جنگ حماسی و مقاومت 24 روزه سنندج را به رژیم اسلامی را توانستند مجددآ تحمیل نمایند . که دهها کتاب و رمان را از این مقاومت حماسی وانقلابی را می طلبد که شمی عزیز یکی از فعالین شورائ و سازمان دهندگان انقلابی و خستگی ناپذیر این مسیر بود.

در بهمن 22 چگونگی و گسترش کار و پیشرفت مجامع عمومی محلات و تبدیل به پروسه شوراها درسنندج در آن زمان در جریان و تداوم یافت. که بعدآ درگیر و منجر به نوروز خونین سنندج شد. که با سرنگونی شاه و سقوط ارگانهای پلیس و کلانتری و ساواک و ژاندرمری در شهر و زندانها. مردم شهر ومبارزین یورش بردند و ضمن حلع سلاح آنها مجسمه های شاه را پائین کشیدند و شوراها و مجامع عمومی و بنکه ها و سازمانهای سیاسی چپ و مردم مسلح  شدند و بدفاع از دستآوردهای انقلاب گردیدند .و فاز و دور جدیدتری از فعالیت علنی و آزادتری برای شوراهای مسلح و بدست گرفتن امینت شبانه روزی شهر بدست انقلابیون و مبارزین شورا را فراهم کرده بودند. که شمی عزیز به یکی از آرزوهای خود رسیده بود و مدام در جمع تأکید میکرد نباید توهم داشت سگ زرد برادر شغال است این اسلامی ها و خمینی در ادامه حکومت سرمایه داری شاه هستند . و راه سخت تری رادر پیش داریم این اولین سخنانی بود که در جمع ما در محله آقازمان بعد از سقوط شاه شمی عزیز ایراد کرد. که این گفته های شمی همیشه برای مان جاودانه و فراموش ناشدنی مانده و می ماند.

در همان اواخر روزهای اولیه سال 57 رفقای کومه له ( در آن زمان کومه له هنوز بکار و فعالیت علنی روی نیاورده بودند و در گذشته و حال در ارتباط با کارگران و زحمتکشان و رشنفکران شهر و روستاهای کردستان و در زندانها و دانشگاههای ایران ارتباط و پیوند تنگاتنگ و سیاسی بصورت کار مخفی و نیمه علنی داشتند و چهره های چپ و کمونیست مثل زنده یادها فواد سلطانی و محمد حسین کریمی وصدیق کمانگر و ایوب نبوی و دکتر جعفر و دکتر فه تی لطف اله نژادیان…. که چهره های کمونیست و خوش نام در میان کارگران و زحمتکشان و سایر روشنفکران مترقی و در دانشگاها و زندانها و با آرمان خواهی به منافع و رهایی کارگران و زحمتکشان ، فعالیت در کردستان و در ارتباط با سایر شهرهای ایران همانند رفیق کمونیست و جانباخته بیژن چهرآذین ها پیوند و در ارتباط بودند. با آزاد شدن جمعی از افراد خوش نام چپ و سوسیالیست بخصوص رفقای کومه له از  زندانهای پهلوی مورد استقبال های بی سابقه هزاران نفری بخصوص در سنندج به فراخوان زنده یاد صدیق کمانگر بعنوان کانون و کلای سنندج مواجه شدند وکومه له قبل از اعلام موجودیت علنی در بهمن 57 جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب را تشکیل دادند که شمی متاثر از این و یکی از اعضای فعال این جمعیت بود و تا حمله خون آشامانه رژیم نوپای جمهوری اسلامی در 28 مرداد سال 58 در کمیته تدارکات آن فعالیت داشت و در حمله 28 مرداد که مبارزین شهر بخاطر حفظ جان مردم بدون درگیری شهر را ترک کرده و به روستاهای خارج از شهر رفته و در آنجا به مبارزات خود ادامه دادند، شمی و دیگر رفقای شوراهای محلات شهر و «مبارزین محله آقا زمان» در شهر ماندند و با دیگر مبارزان محلات دیگر که در شهر مانده بودند ارتباط  برقرار کرده و در در داخل شهر از همان روزهای اولیه بعد از 28 مرداد به برپائی تظاهرات و اعتراض به ستونهای نظامی در داخل شهر سنندج و اعتراض به اعدامهای دسته جمعی که توسط خلخالی جلاد و یاران خمینی و بنی صدر صورت میگرفت پرداختند. این مبارزین محلات در ظرف سه ماه با تظاهرات و حرکتهای انقلابی و نیروی جمعی خود مردم چنان حرکتی در داخل شهر بوجود آمد. که رژیم مجبور شد نیروهای نظامی خود را به داخل پادگانها در پائیزسال 58 به عقب بکشاند و شهر دوباره به کنترل مردم در آمد و نیروهای سازمانها سیاسی و نظامی بدون درگیری و به راحتی دوباره به شهر باز گردند. و شمی یکی از فعالین چنین عرصه و حرکت ها بود.

بنا به شرایط کار مخفی و تواضع کمونیستی چنین مبارزینی شخصیت و فعالیت آنها بصورت روشن و کامل نمایان نشد. در آن روزها و حتی تا به امروز خیلی ها و همچنین سازمانها و احزاب این کار ها را بصورت صرف فعالیت سازمانی شان یا اعمال خود به خودی و بدون اتکا به سازماندهی توده ائ ونقش شوراها ارزیابی کرده و میکنند و نمی خواهند که قبول کنند و بدانند .که منافع سازمانی شان مقدم نیست و چه نیرو و اندیشه های انقلابی در پشت این سازماندهی اجتماعی قطب چپ و سوسیالیستی در مقابل دو سیستم شاهی و اسلامی بدون توهم مقابله و قرار دارد. که بدون این سازماندهی از پائین جامعه ونقش کمونیست ها و کارگران و زحمتکشان دراین سازمان یابی همان طوری که در بعد از انقلاب 57 ایران دیدیم امکان مقاومت حتی یک سال هم ممکن نبود که سه سال مداوم ازدست آوردهای انقلاب 57 جنبش انقلابی کردستان دفاع و مقابله کرد و مطالبات خود را هر چند کوتاه مدت بدون توهم وضد سرمایه داری تحمیل کرد. ای کاش این مهم هم در سایر شهرهای دیگر ایران مثل کردستان واهمیت به سازماندهی توده ای و شوراها تحمیل و به وقوع می پیوست مثل کردستان انقلابی اکنون در یک فاز دیگری بودیم متاسفانه بر اثر محدودنگری و از قلم انداختن و مسکوت گذاشتن این سازماندهی اجتماعی هنوز هم این حرکت و عمل کمونیستی که با نیروی سازماندهی توده ائ در محلات و محیط زیست کارگران و زحمتکشان و اتکا به آلترناتیو پائین و اراده شورائ و جمعی در تکا پو است و به کارگران و زحمتکشان متکی و  نیرو می گیرد. و گاهآ منافع سازمانی را مقدم بر منافع و مطالبات آلترناتیوی پایئن جامعه اکنون سازمانهای مدعی ترجیح میدهند و در طبل تو خالی دکانهای سازمانی شان هنوز میدمند و آلترناتیوسازی ناسیونالیستی و پرو آمریکایی و ارتجاعی و سوسیال دمکراسی را آرزو میکنند که متاسفانه هنوز غافلند 30 سال پیش اندیشه بخود رهایی و سازماندهی شورایی در پائین جامعه شکل گرفته و ادامه دارد و به هیچ جریانی بجز خودرهایی سواری نداده و نمی دهند از اعتصاب عمومی بهار امسال کردستان انقلابی در پیوند جنبش کارگری و جنبش انقلابی کردستان باید عبرت و درس گرفت که دوران جنبش سواری و مردم سواری سپری شده. سنگین ترین شکست هایتان را توضیح دهید. که یاران شمی ها از این تنگ نظری ها بشدت رنج می بردند.  شمی مدام از دردلهای خود با ماها این نقد و ارزیابی را داشت و موضع گیری میکرد و افسوس می خورد.

در ضمن باید توجه کرد که همین شیوه سازماندهی و مبارزه در سنندج بعنوان فاز جدیدی را که بوجود آورده بود. باید بفال نیک برای قدمهای بعدی این رادیکالیسم گرایش سوسیالیستی و مبدل شدن به جریانی شورایی و اجتماعی و مقابله با سرمایه داری بدون توهم را تحمیل نمودند باید بعنوان عرصه ای و پروسه ای از آگاهی و مبارزه طبقاتی محسوب کرد. که مد نظر رفقای و فعالین شورایی و شمی عزیز بود. اما کومه له سال 58 به شیوه علنی تر و رسمآ مبارزه میکرد. در اوایل بنام جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب فقط اسمش را علنی کرده بود و از این تاریخ به کار علنی و فعالیت روی آورد. و قبل از حمله 28 مرداد 58 و فرمان حمله رژیم به کردستان کومه له با اعلام رسمی در کوتاه مدت توانست بر بستر این سازماندهی اجتماعی به دفاع و تقویت به یکی از جریانات چپ و اجتماعی و سوسیالیستی که مدافع سرسخت شوراها و ارگانهای توده ائ و دفاع مسلحانه توده ائ و حمایت و دفاع از سازماندهی توده ائ و آلترناتیو کارگران و زحمتکشان از پائین جامعه را داد مبدل شد. که پتاسیل قوی جامعه رادیکال و نقش فعالین شوراها و کارگران و زحمتکشان و توده های مردمی بدون توهم به رژیم در این ارتباط و نقش شمی های عزیز در این مسیر فراموش شدنی نیست. شمی عزیز با این موضع انقلابی و پراتیکی کومه له بعنوان فعال تشکیلاتی کومه له در محله آقازمان به فعالیت شورایی خود ادامه داد. با مقدم نمودن فعالیت شورایی و دمکراتیک بر منافع سازمانی را همیشه تکیه و متکی و پایبند ماند. با این روحیه دمکراتیک همکاری و به بنیان گذاری و ادامه کاری شوراها و هیئت موئسس شوراهای محلات گرایش داشت و فعالیت میکرد. شمی عزیز قبل از درگذشت اش با مکالمه تلفنی که داشتیم بچشم و گوش خود سرود انترناسیونال روز کومه له در کوه آبیدر سنندج و اعتصاب و عمومی امسال میلیونی کارگران و زحمتکشان و توده های کردستان انقلابی را که شنید. بسیار خوشحال بود. پروسه سازماندهی توده ای را نقش پیشروان کارگران و زحمتکشان را در امر این اعتصاب را نقطه عطف دیگری دانست و ستایش میکرد. و بگذشته فعالیت های شورایی و نقش سوسیالیستی کومه له بخصوص در جنوب کردستان و سنندج و مریوان و سایر شهرهای کردستان. در جامعه در سالهای 57 تا 59 افتخار میکرد و از آن دفاع میکرد. با انشعابات بعدی و دور شدن کومه له سازمانی از جامعه در سال 60 ببعد و تحمیل انشعاباتی برکومه له و بفراموش سپاری دست آوردهای رادیکال جامعه و غرق شدن در مسائل صرف سازمانی بشدت متأسف و معترض بوده. همه این جریانات را انحرافی و غیرانقلابی می دانست. و بعد از آن بطور مستقل و متکی به آلترناتیو شورایی معتقد و پایبند ماند. موافق جمع شدن مجدد دوستان سابق شورائ بود. که جمع بندی تجارب ارزنده شوراها بخصوص سنندج به نسل آینده و جامعه باید منتقل گردد. متآسفانه بدلیل پراکندگی و کم توجهی به این امر میسر نشد و این هم یکی از آروزهای شمی بود. که متآسفانه با در گذشت نا بهنگامش میسر نشد و نا کام ماند. شبی در جمعیت دفاع از آزادی وانقلاب در بهار سال 58 جمعی از مبارزین جمع شده بودند که نیروئی نظامی برای محافظت از تظاهر کنندگان راه پیمائی مردم سنندج بطرف مریوان تدارک ببینند. چگونه جملگی تمام افراد حاضر در جلسه کاک شوان را بعنوان فرمانده و مسئول نظامی راه پیمائی انتخاب کردند و چه شور و شوقی از این انتخاب به دل همه افتاد. شمی هم یکی از فعالین و محافظین مسلح و نظامی این راهپیمائی بود. شمی یکی از هماهنگ کنندگان اعتصاب و تظاهراتهای داخل شهر در آن زمان بعد از حمله 28 مرداد رژیم به سنندج بود که مردم اصلآ مرعوب رژیم نشدند و بار دیگر همرزمانش همین که اوضاع داخل شهر و شرایط آنرا دیدند که سازمانها ها براحتی میتوانند به داخل شهر باز گردند در پائیز 58 و شکست سیاسی و نظامی رژیم اسلامی در کردستان با تصمیم جمعی به کومه له پیام دادند. که شما میتوانید براحتی و بدون درگیری به داخل شهر باز گردید. بعد از سه روز از ارسال این پیام ها کومه له به فرماندهی کاک شوان وارد شهرسنندج شدند و تمام مردم شهر در جلو سالن تختی برای پیشواز و خوشامد گوئی آنها جمع شدند و به افشای توطئه ها و مذاکرات پنهانی حزب دمکرات با رژیم اسلامی و شعار همه قدرت بدست شوراها و خروج نیروهای سرکوب گر  را سر دادند شمی یکی از فعالان چنین کارزاری بود.

بعد از آزادشدن شهرها در آبان ماه سال 58 شمی با دیگر رفقا و مبارزین محلات در فکر تشکیل دادن شورا ها و ایجاد آن بودند. قبل از هر کاری با مبارزین هر محله مسئله شورا ها را در میان گذاشت و نتیجه آن تشکلی شد به نام «هیئت موسس شورای محلات» و شمی یکی از بنیان گذاران آن بود. کار شوراهای محلات آنقدر بالا گرفت که مردم اگر مشکلی داشتند به ارگانهای دیگر و سازمانها مراجعه نمیکردند و ترجیح میدادند برای حل و فصل مشکل خود به شوراها و هیئت مؤسس شورای محلات یا شورا های محلی مراجعه کنند و این شوراها نهال و سنگر آزادی بودند در دل سیاه جمهوری ضد انسانی اسلامی، و ارگانهایش بسان پرچم برافراشته شده سوسیالیسم در دل حکومت نظامی جمهوری اسلامی بود. این شوراها هم تصمیم گیرنده و مجری رأی جمعی مجمع عموی شوراهای محلات بودند. که شمی افتخار سخنگویی شورای محله آقا زمان و یکی از بنیان گذاران وعضو هیئت موئسس شورای محلات را بعهده داشت .

شمی یکی از فعالین اعتصاب عمومی و تحصن 24 روزه شهر سنندج در استانداری و همچنین  استقبال و اسکان و پذیرائی از 11000 هزار مهمانان نوروزی که نوروز سال 59 از سراسر ایران به شهر سنندج آمده بودند و آن عظمتی که شهر سنندج در آن زمان همچون سنگر آزادی و همبستگی به خود گرفته و سنگر آزادیخواهان سراسر ایران و قطب اجتماعی چپ و سوسیا لیستی  در کردستان مبدل شده بود. درزمان جنگ 24 روزه شهر سنندج شمی با روحیه ای آرام و متین انفلابی خود همیشه بفکر زحمتکشان و کارگران مناطق فقیر نشین شهر و کار تدارکاتی و تهیه مواد غذائی و توزیع آن در مناطق فقیر نشین شهر را به عهده گرفته بود و سه روز قبل از عقب نشینی سازمانها در داخل شهر بخاطر حفظ جان مردم شوراها و کومه له و سازمانها و کانونهای مترقی تصمیم گرفته بودند. که شهر را تخلیه و به مناطق آزاد شده و روستاهای اطراف عقب نشینی کنند. و این مسئله را با هیئت موسس شورای محلات در میان گذاشتند که بوسیله شورا ها زمینه فکری آن را در میان مردم فراهم کنند . و شوراها در اجراء این پیشنهاد عمل کرده و با مردم در میان گذاشتند و تصمیم گرفته شد که هر کس احساس خطر میکند در چند نقطه از شهر جمع شوند و در مسیرهای مشخص به هم پیوسته و با نظم خاصی بطور جمعی از شهر خارج شوند و این اقدام که 2 فرمانده لایق و محبوب کومه له و مردم مبارز سنندج که زنده یاد کاک شوان و علی گلیچینی بودند. طراح و مسئول این خروج بودند از شمال و جنوب شهر با دقت و نظم فوق العاده ای عملی نمودند. این اقدام در محله آقا زمان این سازمان دادن و اطلاع  به افکار عمومی  به عهده شمی و رفقایش بود. شمی های عزیز درجنگ و مقاومت حماسی 24 روزه سنندج در سازماندهی جنبش شورائ دوشا دوش مبارزین و مردم شرافتمند و انقلابی و کومه له سوسیالیسی و جریانات رادیکال و مترقی سنندج در تمامی صحنه های مقاومت و سازماندهی توده ائ بخصوص شوراها خستگی ناپذیر با رفقای خود و مردم در نجات آواره گان و مصدومین جنگی شهر و اسکان دادن آنها و جمع آوری و ارسال کمک های دارویی و نقدی و مواد خوارکی و پوشاکی اهدایی مردم قهرمان سنندج به ترکمن صحرا و آواره گان کامیاران و کوچ اجباری مریوان و قارنا و قلاتان را ارسال و بخوبی انجام دادند. تلاش و کمک شمی عزیز و رفقای شورائ و مردم در دفن کردن جنازه عزیزانی که در باغچه و حیاط منزل هایشان بخاک می سپردند و بدلیل خمپاره باران شهر و نبودن امکان عبور و مرور مجبور به این خاک سپاری دردناک و دلخراش عزیزانشان بودند . با تهیه دارو و خون و نیازهای مواد خوارکی و مصادره انبارهای دولتی برای شهر و درمان و ترک اعتیاد معتادان و ایجاد کتابخانه و سوادآموزی و آموزش نظامی و سیاسی و کمک های امدادی و باریکادها و سنگرهای خیابانی و فراهم کردن بسیج عمومی زنان و مادران در امر سازماندهی عمومی و کمک رسانی امدادی و پشت جبهه ای و ایجاد امنیت در محلات و رساندن نفت و سوخت عمومی مردم با دوشهای خود و مشارکت در تقسیم زمین برای زحمتکشان توسط شوراها و خدمت گذاری های بی شائبه که بازگویی آن کتب ها و دهها رمان و تاریخ از این جانفشانی های مردمی و شمی ها را می طلبد که باید یاد کرد .چون فعالیت شمی ها فردی نبود جایگاه شمی را باید در فعالیت جمعی و اجتمای جستجو و نمایان کرد. که در دل کارگران و زحمتکشان هرگز فراموش نشده و جاودان است . وقتی که کسانی شرافتمند از تأمین امنیت و سوخت رسانی را مدیون فداکاری و تلاش شمی ها میداند و برای جنبش مقاومت شورایی و حماسی جنگ تحمیلی 24 روزه کمون سنندج به دفاع از دستآوردهای خودشان میپرداختند و حماسه های مقاومت کمون پاریس، ویتنام و صبرا و شتیلا ها را در مقابل جنایات سرمایه داری به نمایش و تاریخ جوامع بشری بر بستر و پروسه آگاهی و مبارزه طبقاتی و نه اراده گرایانه را تداعی می کردند که هنوز هم این مسیر ادامه دارد. نام و خاطرهای شمی ها… و کموناردها ی سنندج  با نامگذاری کنونی فرزنداشان را دردل و خاطره کارگران و زحمتکشان و حافظه تاریخی که در جامعه نقش و شکل گرفته است باید جستجو  کرد. نه صرفآ برمزار سنگی شان. یا تقدیس جان بازی ها یشان و سؤاستفاده عوام فریبی از جانباختگان و اشک تمساح برایشان یا بعنوان ابزار سازمانی شان. بلکه یادآوری اندیشه والا و انسانی و رهای طبقاتی است که زنده تر و ادامه دارد. هرگزفراموش نشده و به جای ماندنی است. یاد و ادامه اندیشه های انقلابیتان گرامی و جاودان بوده و ماندگار می ماند. شمی های عزیز را در دل این تحولات اجتماعی باید جستجو و یاد کرد. فی المثل نمی گویند نامش چیست می گویند عملش چیست. اما شمی و تعدادی از رفقای آقا زمان که قبلا خود را برای مبارزه مخفی در داخل شهر آماده کرده بودند در شهر ماندند و خود را در خانه هائی که قبل از جنگ برای چنین روزهائی در نظر گرفته بودند مخفی کردند. اما شمی چون فعالیتهای علنی و نیمه علنی زیادی در زمانی که در داخل شهر بودند انجام داده بود با تصمیم خود و همکاری تشکیلاتی با کومه له وهمفکری دیگر رفقایش صلاح آن دیدند  که برای مدتی به تهران برود و در آنجا فعالیت خویش را ادامه بدهد و همین کار را هم کرد و به تهران و در آنجا به فعالیت پرداخت. در مدتی در شرکت ساختمانی خیام در میان کارگران بفعالیت پرداخت که بیشتر آنها کارگران فصلی بودند. در زمان زیر ضربه رفتن تشکیلات کومه له در تهران شمی هم یکی از دستگیر شده گان بود. که او را به بازداشتگاه کمیته مشترک بردند و مدت چند ماهی در اوین و چند ماهی در قزل حصار میبرند که حدودا 2 سال و 6 ماه در این سه زندان  زندانی بوده است(یعنی از آذرماه سال 61 تا خرداد سال 63) در زندانهای تهران بود. بعدها او را به زندان دادگاه انقلاب سنندج منتقل کردند.

شمی در داخل زندان دست از مبارزه نکشید و با دیگر همبندی هایش در داخل زندان سعی در بالا بردن روحیه جمعی زندانیان که در زندان مایه و نیروی هر حرکت بعدی است و همچنین دو اعتصاب در داخل زندانهای سنندج و کامیاران را سازمان میدهند و به اجرا می اورند. همیشه در تلاش بدست آوردن نشریات مارکسیستی که به شیوه های مختلف در آن زمان به داخل زندان راه میافت و بیرون فرستادن اطلاعات داخل زندان به خارج از زندان که در خفقان آن زمان از معجزات بود که فقط از استعداد و نبوغ وشهامت او و هم بندیهایش بر میآمد و با آگاهی از اصول مخفی کاری و درایت نشان دادن در ابداع وبنیاد شیوه های نوین و مدرن که با شرایط و اوضاع آنزمان در توافق وقابل اجراباشد.

بعد از خارج شدن از زندان به فکرخارج شدن از ایران افتاد و با یکی از همبندی های دوران زندان سنندج از ایران خارج میشوند و به ترکیه میروند و مدتی در ترکیه مانده و بعد از آن از طریق UN از انگلستان ویزای اقامت دریافت میکند و عازم آنجا میشود( در ضمن در فاصله آزاد شدن از زندان تا اعزام به ترکیه به زندنیان آزاد شده که قصد خارج شدن از ایران را دارند زبان انگلیسی می آموخت) از زمانی که به انگلستان می آید تا لحظه مرگش با هیچ تشکیلاتی رابطه بر قرار نمیکند چون آنها را غیر کمونیستی و غیر کارگری و خرده بورژوایی میداند. اما دست از فعالیت سیاسی نمی کشد و همیشه به فکریاری و تشکل دادن پناهندگان هم شرایط خود میباشد تا بتواند یار و یاور هم در غربت سرای  تبعید گردند.

شمی دوست داشتنی بود و سنبل متانت، تواضع و افتادگی . با مردم چنان صمیمیتی برقرار میکرد که هر کس او را بهترین رفیق و یاور خود میدانست بدونه ریا و تزویر و ساده و پاک و از صمیم قلب با مردم ارتباط برقرار میکرد و تا آنجائی که در توان داشت برای حل مشکلات رفقا و اطرافیانش مایه میگذاشت، هیچ وقت خود را حلال مشکلات نمیدانست، این را فقط با اعمالش نشان میداد انسان عمل بود و فقط اندیشه هایی را میپذیرفت که در عمل قابل اجرا باشد. سنگ صبور همه بود و هیچ دلی را بدون افشاندن بذر امید در آن رها نمیکرد و با این خصوصیات والای انسانی محبوب همه و در دل همه کس جا داشت. شمی سر چشمه استعداد و نبوغ بود و این خصوصیات اورا به صورت یک فعال کاملا کارگری و شورائ در کردستان در دل مردم و رفقایش جا داده بود. این انسان والا همیشه بفکر شکوفائی استعداد و نبوغ رفقا و اطرافیانش بود و عامل موثر او با اعمالش و خصوصیات اخلاقی و انسانی را چون چراغی راهنما بر دلها می تاباند. اندیشه های والایش در میان کارگرانی از کردستان و تهران هنوز هم فروزان و درخشان جانبخش راه آنها میباشد. هیچ تشکیلاتی گنجایش اندیشه مترقی و مدرن و انقلابی او را نداشت. با اینکه مدتی برای نشاندن اتحاد و همبستگی خود و رفقایش برای ایجاد همکاری جمعی با کومه له همکاری داشتند. اما افکار او فراتر از آن چهار چوب تنگ صرف سازمانی و سکتاریستی بر فراز آن با اعمال و عملکردهایش روشنائی و تشعشع های خویش را پویا و نمایان نشان میداد. انتقاد فردی و شخصی از دیگران را دوست نداشت و همیشه با تدبیر و تشویق و آگاهی دادن راه درست را به رفقا خود رهنمون بود مدام میگفت انتقاد کردن از دوستان و رفقا یا هر کس دیگر بسان آنست که مشت محکمی بصورت یا چشم آن شخص زده باشید، چگونه توقع دارید که چشمان او توان درست دیدن را داشته باشد و بعد از آن تو را بپذیرد و با افکار تو اگر هم درست باشد موافقت کند. اما بجای آن دانه تشویق را در دلش بنشان تا استعدادهایش شکوفا گردد و نهال مهر و ابتکار ببار آرد و ثمراتش روشن کردن حقیقت و پیشروی کردن باید باشد. هرکس دیر یا زود میمیرد. تنها اندیشه انقلابی وانسانی، زنده و جاودانه می ماند و تا ازبین رفتن جامعه طبقاتی به دست توانای طبقه  کارگر وآلترناتیو همه قدرت بدست شوراها این راه ادامه داشته و دارد.

با تسلیت مجدد به خانواده ها و دوستان شمی عزیز و تداوم راه و اندیشه انقلابیش. یاد و ادامه راهش گرامی باد.

زنده باد سوسیالیسم !

یاد وخاطرات زند ه گی مبارزاتی شمی عزیز ازطرف یکی از رفقا وفعال  شورائ سنندج

فه تی/کلاه قوچی

25-8-2010

یک پاسخ to “یاد نامه رفیق انقلابی و کمونیست و یکی از فعالین شورای شهر سنندج”

  1. فراخوان « کميته فعالين کارگري سوسياليستی فرانکفورت Says:

    […] […]

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: