Archive for سپتامبر 2009

متحدانه

14 سپتامبر 2009

10متحدانه
علیه سی سال حاکمیت اعدام ،شکنجه وترور
مبارزه کنیم
چرخه ماشین جنایت و سرکوب جمهوری اسلامی که علیه اعتراضات اجتماعی سه ماهۀ اخیر ابعادی گسترده یافته،ازبدو روی کارآمدن این رژیم سرمایه داری تامقطع کنونی بر خون هزاران نفر از: کارگران، زنان ، کمونیست ها ودیگر نیروهای انقلابی ومعترضین به نظام حاکم درحرکت بوده است.
30 سال پیش بااوجگیری وتعمیق اعتراضات اجتماعی ، ناتوانی استبداد سلطنتی ازمقابله باانقلاب وسرکوب مبارزات اجتماعی وحفظ نظم مطلوب برای استثمار کارگران و زحمتکشان برسرمایه داری جهانی نیزکاملاآشکارگردید. درنبود رهبری طبقه کارگر بر مبارزات مردم ،بخشهایی از بورژوازی درقامت اپوزیسیون خودنمایی کردندوآگاهانه به مذهب متوسل شدند چرا که میدانستند با تکیه بر مذهب بهتر خواهند توانست رسالت ضدانقلابی خودرابه پیش برند،این بخش ازبورژوازی که موردتاُیید کارشناسان وامپریالیستها درنشست گوادالوپ نیز بودند وظیفه حفظ سیستم سرمایه داری و سرکوب انقلاب را به عهده گرفتند. پس از آنکه نظام گذشته بزیر کشیده شد ، برخی از دست اندرکاران نظام ونیز افرادی از پیروان دیانت بهاییت و زنان نگون بختِ تن فروش،بدون رعایت ابتدایی ترین حقوق انسانی از دم تیغ بی دادگاههای شرع اسلامی گذرانده میشوند وبدین نحواولین پرده اعدام، یعنی یکی ازغیرانسانی ترین اقدامات علیه بشریت در هلهله و الله اکبر جلادان نشسته بر سفره نابودی انقلاب بنمایش گذاشته میشود!
طولی نکشید که با حمله به تحصن اعتراضی کارگران اصفهان و ترورناصرتوفیقیان و دستگیری و اعدام تقی شهرام ومحمد رضا سعادتی در کشتارگاه اوین،قدرتمداران جدید پتانسیل خشونت آمیز خود را که قبلاعلیه اعتراضات زنان مبارز نشان داده بودند بیش از پیش آشکارنمودند. با یورش نظامی به کردستان،ترکمن صحرا وخوزستان وبادستگیریها، تروروتیربارانهای گسترده دراین مناطق وسرکوب خونین مبارزات اجتماعی خلقهایی که خواسته ای جزحفظ دستاوردهای انقلاب وتعمیق آن نداشتند ضد انقلابیون حاکم نشان دادند برای حفظ نظام سرمایه داری آماده دست زدن به هر جنایتی هستند.
از آن زمان تا به امروز،دستگیری،شکنجه،تجاوزجنسی،اعدام،سنگساروترور همواره در دستور کار رژیم قرار داشته وهمچون سلسله زنجیرهائی بهم بافته شده در آمده اند.
اماسال1360که رژیم کارزاری وسیع علیه انقلاب گسترانداولین نقطه اوج جنایتهای سازمان یافته بود که طی آن روزانه ده ها تن از کارگران وزحمتکشان ،کمونیستها وسایر نیروهای انقلابی پس از تحمل سخت ترین شکنجه ها به جوخه های اعدام سپرده شدند. دراین کشتار هزاران نفره تمامی سردمداران رژیم یاری رسان یکدیگر بودندوجریاناتی که مبّلغ سازش طبقاتی اند نیزاین جنایات را تایید نمودند .
درآستانه نوشیدن جام زهرصلح توسط خمینی درسال67 با صدورفرمان او ماشین جنایت باردیگر سرعت گرفت ونقطه اوج دیگری ازجنایات شروع گردید وهزاران انسان دیگردرمدت کوتاهی درصف اعدام های دسته جمعی و مخفی رژیم قرارگرفتند وحتا عده ای ازاعضاء وهواداران همان جریانی که تاچندی پیش سردر گریبان رژیم نهاده بودند ودرسال60 تأیید کننده جنایاتش علیه نیروهای انقلابی و کمونیست وسایرآزادیخواهان بودند یعنی حزب توده و اکثریت نیز مصون ازاین موج جدید اعدامها نماندند .
دراین موج کشتارها بجز منتظری بازهم تمامی افرادوجناح های یک صداو با جان و دل به یاری هم شتافتند وتاکنون نیزکار بدستان رژیم به نقش ومسئولیت خود در این جنایات هیچ اشاره ای نکرده اند.
ابعاد مبارزات وعمق مطالبات سی ساله اخیر در بسیاری مواقع موجب سراسیمگی تمامی جناحهای رژیم می شد وعلی رغم اختلافاتشان همگی در سرکوب این اعتراضات مشارکت می کردند اکنون و درسه ماهه ی اخیر رژیم اسلامیِ سرمایه دست به جنایات تاریخی تازه ای زد ومردم نیز با مبارزات خود نشان دادند که برای دادن پاسخی تاریخی به جمهوری اسلامی آماده میشوند. چه خون های ریخته شده در خیابان ها و چه کشتار و شکنجه در سوله های کهریزک و سایر زندان های مخوف ِمخفی وعلنی، گذشته از مقاومت های کنونی پاسخ مناسب خود را در ادامه ی مبارزات کارگران، زنان، دانشجویان و آزادیخواهان خواهد گرفت.اختلافات وتقابل جناحها جز ترس ازمردمی نیست که باسیرحرکت مبارزات روبه جلوخود،نشان داده اند با هیچیک ازجناحهای رژیم سرسازش ندارند. بیان بخشی ازجنایات انجام شده توسط اشخاصی چون شیخ مهدی کروبی را نیز باید ازاین منظردید .
در موقیت کنونی دو جریان در حال حرکت هستند از یک سوی کارگران ومردم زحمتکشی که با اعتراضات اجتماعی خود به مبارزه علیه کلیت رژیم ادامه میدهند وازسوی دیگر جناحهایی که با جناح خامنه ای اختلاف دارند وهدفشان حفظ نظام سرمایه داری است. تجارب مختلف و نیزمبارزات جاری نشان داده که اعتراضات اجتماعی هر چقدر هم وسیع باشند وعلیرغم جانفشانی های بسیاراگر تحت رهبری وهدایت طبقه کارگر قرار نگیرد این امکان وجود دارد تا جناحها واحزاب مختلف بورژوازی هدایت ومهار جنبش رابه دست گیرند وبا آرایش جدیدی شرایط مطلوب وموردنظرسیستم جهانی سرمایه برای استثمار هرچه بیشتر کارگران فراهم نمایند.این تجارب مختلف به ما آموخته که اگر خواهان جامعه ای هستیم عاری از اعدام، شکنجه و سرکوب و کشتارو زندان بایددر امر مبارزات اجتماعی مسیری مستقل از احزاب وجریانات بورژوازی برگزید. تحقق این امروایجاد جامعه ای انسانی در گرو تشکل یابی طبقه کارگرورهبری مبارزات مردم توسط این طبقه وبرپائی حکومتی شورایی است،در آنصورت جامعه ای خواهیم داشت شایسته شاُن بشریت،آنگاه دیگر فرد یا گروه وحزبی نخواهد توانست از فراز سر جامعه تصمیم گرفته واهداف ونظرات خود را به مردم دیکته کند ویا آنهاراابزاری برای صندوقهای راُی تلقی نماید بلکه انسانهاازفاعلیت اجتماعی- سیاسی کامل برخوردارگردیده وخواهندتوانست ضمن پاسداری ازآزادی زنان،بیان،اجتماعات، تشکل،اعتصاب وحفظ حرمت انسانی،درجهت نابودی کامل طبقات ودولت حرکت نمایند .
سرنگون بادجمهوری اسلامی
زنـده بـاد آزادی وسـوسـالیـسـم
کمیته فعالین کارگری ـ سوسیالیستی(فرانکفورت ـ ماینز)
سپتامبر2009