Archive for آگوست 2010

یاد جانباختگان کشتارهای دهه شصت را گرامی بداريم

31 آگوست 2010

یاد جانباختگان کشتارهای دهه شصت را گرامی بداريم

جمهوری اسلامی برای تثبیت پایه‌های قدرت خویش در سال ١٣٥٧ (1979)  و در کمتر از یک ماه بعد از ربودن قدرت سیاسی، در شهرهای مختلف ایران با شلیک مستقیم به کارگران بیکار که از انقلابیون علیه رژیم شاه بودند و کشتن چندین تن از آنان، با حمله به زنان برابری‌طلب و محو کردن هرگونه حقوق زن و تحمیل ارتجاعی حجاب، با بمباران و به توب بستن  شهرهای کردستان که به مرگ بسیاری از شهروندان کرد انجامید، با حمله به شوراهای خلق ترکمن در ترکمن صحرا و به خاک و خون کشاندن و کشتار رهبران و بسیاری از کارگران آن جنبش، با حمله به تشکل‌های کارگری و خانه کارگر که توسط کارگران برپا گردیده بود، با ترور رهبران سیاسی و بازسازی زندان‌های تصرف شده توسط انقلابیون، با حمله به سازمان‌ها و احزاب سیاسی و مراکز و ستادهای انقلابیون وتشکل‌های دانشجویی، بهار آزادی بعد از سرنگونی رژیم دیکتاتوری شاه را فرو نشاند. جمهوری اسلامی این چنین بر قدرت عروج کرد.

جامعه انقلابی برای بدست آوردن مطالبات تاریخی خویش بارها برخاسته بود، بارها شوریده بود و بارها به خون نشسته بود، اما با به قدرت خزیدن رژیم سفاک جمهوری اسلامی این بار در خون خویش غرق شد؛ سنگ فرش‌های خیابان‌ها به خون آغشته گشت؛ به صورت زنان اسید پاشیده شد. رژیم ایدئولوژیک بسیاری از کارگران زن را از کارخانه‌ها و ادارات به بیرون پرتاب نمود؛ مراکز نشریات و روزنامه‌ها به آتش کشیده شد. با افزایش شدت استثمار کارگران و کاهش دستمزدها و همزمان با اخراج کارگران  و انحلال شوراهای واقعی و تخریب طبقه کارگر، شرایط زیستی کارگران را به فاجعه تبدیل نمود، طوری که امروز شاهد زاغه‌نشين‌هایی هستيم که در اطراف شهرهای بزرگ زندگی که نه مرگ تدريجی را تجربه می‌کنند .

رژیم جمهوری اسلامی بحران اقتصادی ـ سیاسی را که به سرنگونی رژیم شاه منجر گردیده بود، با تحمیل جنگ ارتجاعی بین خود و رژیم صدام حسین بر دوش جامعه نهاد. بیش از یک میلیون کشته و مجروح جنگی حاصل این جنگ تحمیلی از جانب رژیم به کارگران بود تا با ایجاد بازار سیاه کالا، بازسازی شرایط تولید و اقتصاد جنگی را برای سرمایه‌داران تامین نماید. این همه فجایع زمینه‌ای بود که با آغاز دهه شصت یعنی بعد از دو سال به قدرت خزیدن جمهوری اسلامی، جامعه را با کشتار وسیع و بی شمار انقلابیون کمونیست و دیگر آزادیخواهان در بهت و شکست انقلاب فرو ببرد.

در تداوم ٨ سال جنگ تحمیلی، دولت مستبد سرمایه تمام دست‌آوردهای جنبش کارگری را نابود کرد، هرگونه مطالبات طبقه کارگر با سرکوب مواجه گردید. تمام دست‌آوردهای نیمه‌دمکراتیک برجای مانده از مبارزات ضداستبدادی جامعه، محو و صدای هر اعتراضی با شدت تمام در گلو خفه شد. آخرین بازماندگان زندانیان سیاسی بعد از سال‌ها تحمل شکنجه و زندان، برخی حتی بعد از پایان تحمل احکام زندان، بعد از سال‌ها دربدری خانواده‌های‌شان برای دیدار با عزیزان خویش، بدون کوچکترین قدرت و امکان دفاع از خود، در سال ۱۳۶٧ (1988) دسته دسته در زندان‌های مختلف ایران به دار آویخته شدند تا رژیم سرمايه‌داری جمهوری اسلامی فصل جدیدی از سرکوب و استثمار عريان را که با پایان جنگ ارتجاعی تخمین زده می‌شد، آغاز نماید. چوبه‌های دار دسته‌جمعی، سنگسار زنان به‌طور علنی به سطح جامعه کشیده شد. شکنجه و کشتار، تجاوز به زنان و جوانان زندانی از نرم‌های رژیم جمهوری اسلامی گردید تا فصل جديدی از استثمار را در عريان‌ترين شکل خود به زنان و مردان و کودکان کار تحميل کند و بردگی مزدی را با نازل‌ترين سطح دستمزدها در طی به اصطلاح  دوران سازندگی به طبقه کارگر ايران تحميل کند .

اینک بعد از ٣١ سال حکومت رژیم مستبد سرمايه‌داری جمهوری اسلامی آنچه که در جامعه تحکیم یافته است: زندگی پنجاه درصد از توده‌های جامعه در زیر خط فقر، بیکاری گسترده کارگران، اعتراض مداوم مزدبگیران برای دریافت حقوق‌های معوقه خویش، اخراج دسته‌جمعی کارگران و تعطیلی کارخانه‌ها بدون هیچ‌گونه تامین شرایط زیستی کارگران، گسترش هولناک شمار کودکان کار، تورم افسارگسیخته اقتصادی، گسترش تن‌فروشی برای تامین شرایط زیستی با میانگین سنی ۱٠ سال دختران جوان، جابجایی‌های گسترده مکانی توده‌ها برای یافتن کار، يعنی تحميل بردگی مزدی در عريانترين شکل آن به کارگران، زندانی شدن انبوه عظیمی از جوانان معترض علیه نابرابری‌های طبقاتی ـ اجتماعی و اعدام برخی از آنان به اتهام‌های واهی امنیتی، نظیر فرزاد کمانگر (آموزگار)، شیرین علم هولی، مهدی اسلامیان، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، آرش رحمانی پور، محمدرضا علی زمانی، عبدالمالک ریگی و احسان فتاحیان و بسیاری که هم اکنون در لیست اعدام قرار گرفته‌اند مانند: جعفر کاظمی، محمدعلی حاج آقایی، حبیب الله گلپری‌پور، سکینه محمدی آشتیانی، ریحانه جباری و لیست‌های جدیدی که هر روزه برای اعدام افزوده می‌شوند يعنی تحميل استبداد مذهبی ـ فاشيستی سرمايه به جامعه ايران در پس زمينه بحران جهانی سرمايه‌داری برای برون رفت از آن، می‌باشد.

کارگران و انسان‌های آزادیخواه، مورد خطاب ما شمائید !

برای پی بردن به فجایع، آیا همواره بایستی به تاریخ مراجعه کنیم؟ آیا می‌توان مانع وقایع و فجایعی شد که در برابر چشمان ما رخ می‌دهند؟ آیا تاریخ یک امر طبیعی و حکم از پیش تعیین شده می‌باشد؟

تا زمانی که مبارزه طبقاتی نهفته باشد یا خود را تنها به‌صورت پدیده‌های منزوی و پراکنده نشان دهد، نظام‌های طبقاتی ـ استبدادی به‌عنوان اشکال مطلق و ابدی به جای یک مرحله گذار تاریخی فاجعه‌بار از تحول تاریخی جوامع نگریسته می‌شود. برای گذار از این مصائب و فجایع غیرانسانی برعلیه تمامیت رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی ایران به‌پا خیزیم.

سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی

برقرار باد سوسیالیسم

زنده باد آزادی

کمیته فعالین کارگری ـ سوسیالیستی / فرانکفورت

سپتامبر ٢٠١٠

به ياد جانباختگان دهه شصت و اعدام زندانيان سياسی در تابستان 1367

به همراه خانوادهای اين عزيزان

عليه 31 سال تعبيد ، زندان ، شکنجه ، سنگسار ، اعدام در ايران!
عليه 31 سال استثمار زنان  و مردان  و کودکان کار در عريانترين شکل آن در ايران!
عليه 31 سال بردگی مزدی در قالب سرمايه سالاری مذهبی و نظامی در ايران !

 

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

وعده ديدار 11 سپتامبر Hauptwache مرکز شهر فرانکفورت

از ساعت 10 صبح تا 18 بعد از ظهر

قسمت يک

قسمت دو