Archive for جون 2013

گاهنامه شماره 3

13 جون 2013

با کليک روی تصوير می توانيد  آنرا مطالعه کنيد !

گاهنامه شماره 3 منتشر شد با کليک گکردن روی تصويرز می توانيد آنرا مطالعه کنيد .

گاهنامه شماره 3 منتشر شد با کليک کردن روی تصوير می توانيد آنرا مطالعه کنيد .

جنبش ضدسرمایه‌داری جهانی

2 جون 2013

جنبشی که آغاز گردیده است فرصتی را ایجاد نموده که به سهولت پتانسیل تبدیل شدن به یک جنبش جهانی ضدسرمایه‌داری را دارد.

بایستی بتوان محتوای تحول جهان را چنان بیان نمود که این گیجی که از یونان تا آمریکا و همه جا هست بدیل‌اش از بین بردن کارمزدی و پائین آوردن ساعات کار باشد. آزادی انسان در رهایی از ضرورت کار و تبدیل آن به قلمرو اختیار کار می‌باشد.

مارکس مرده است، مارکسیسم منسوخ شده است، کمونیسم دفن شد، دیوارهای سوسیالیسم فروریخت، تاریخ پایان یافت، ایدئولوژی‌ها به زوال رفتند و … » این شعارها به ویژه بعد از فروپاشی سوسیالیسم دولتی به طور آزاردهنده در فضای جهان سرمایه‌داری که مناسبات را براساس خرید و فروش نیروی کار زیرفرمانروایی خود دارد پرطنین‌تر از همیشه شد.

اما هربار و با شروع هر بحرانی مارکس نیز دوباره زنده می‌شود و هنگامی که ژورنالیسم خدمت‌گزار جهانی، روشن‌فکران فروخفته بورژوازی و حتی کمونیست‌های مکتبی یک‌صدا شعار «مارگارت تاچر» را که نعره برآورده بود: «هیچ آلترناتیوی دیگری نیست»، تکرار نمودند؛ یعنی که راه دیگری جز سرمایه‌داری وجود ندارد. اما چندی نگذشت که بناگاه پیام‌ها دگرگون شدند، «کشتی سرمایه در حال غرق شدن است!»

ادامه متن در پائين عکسها …

 عکسهای جنبش ضد سرمايه داری فرانککفورت (Blockupy)

به‌فاصله این که گرد و خاک پیروزی دمکراسی سرمایه فرونشست از اکتبر ١٩٩٨ ناگهان اخبار سقوط بازار سهام، کلاهبرداری‌های کلان کنسرن‌ها و نرخ‌های کاذب بازار بورس برملا گردیدند. همزمان اقتصاد آسیای شرقی دچار افت و رکود شده و این کسادی  به روسیه گسترش یافت، به‌فاصله کوتاهی ژاپن وارد دوران رکود گردید و هنوز هم از این مهلکه نمی‌تواند بیرون آید. کشورهای آمریکای مرکزی ـ جنوبی در زمینه بحران وام‌های بانکی با مشکل روبرو شدند. دلداری دادن‌های مدافعان سرمایه‌داری برای دل‌خوش نگه‌داشتن خویش مدعی شدند که «هسته اصلی نظام» آسیب ندیده است. رشد و توسعه در چشم‌انداز قرار دارد، اما همین ادعا نشان داد که این مدافعان و دست‌بکاران سرمایه درباره‌ی پویایی نظام خود اندک دانشی دارند. چرا که طنین این پیروزی‌ها با هراس وحشت‌زای ورشکستگی بانک‌های آمریکا و در تداوم آن اروپایی فرو مردند.

کنزیانیسم را که نئومحافظه‌کاران و نئوکلاسیک‌ها تازه دفن کرده بودند، نبش قبر نمودند تا دولت‌ها را به سراغ بانک‌های ورشکسته گسیل دارند. هزینه‌ی این وارسی بانک‌ها توسط دولت‌ها فقط بر دوش صدها میلیون انسانی قرار گرفت که با از دست دادن مشاغل و مساکن خود به خاک سیاه نشانده شدند. اطراف کلان‌شهرهای آمریکا را چادرنشینان تسخیر کردند. هنوز بازار خودتنظیم به روایت کنسرواتیست‌ها و نئوکسرواتیست‌ها و حامیان آن با توهم آغاز رونق به بازگشایی بانک‌ها می‌پرداختند که ورشکستگی دولت‌ها گریبان رونق سرمایه را فشرد؛ ایسلند، ایرلند، اسپانیا، ایتالیا و کشتی سرمایه در یونان سوراخ شد.

تمامیتی به‌عنوان بحران جهانی ظهور کرده است، که اجزاء آن مشخصات متفاوتی دارند، اما ماهیت آن یکی است و آن بحران انباشت سرمایه می‌باشد.

نه اتحادیه‌ها و نه احزاب سیاسی برای پاسخ دادن به کار این بحران ساخته نشده‌اند، بر عکس همین تشکل‌ها مانعی در برابر تحقق‌یابی لغو بردگی مزدی و کاهش ساعات کار خواهند بود، بایستی بتوان تشکل‌یابی شورایی را در محیط‌های کار و تولید سازمان داد. شرایط برای خودسازمانیابی و خودگردانی اجتماعی بسیار مساعد می‌باشد، جوامع، پتانسیل زمینه رشد جنبش شورایی را دارا هستند و چنین جنبش‌هایی به سرعت می‌تواند گسترش یابد.

بایستی بتوان از یک جامعه‌ی آلترناتیو سخن گفت. بایستی بتوان پروژه‌های واقعی اجتماعی را در برابر شعارهای غیرواقعی قرار داد.

بایستی بتوان مفهوم سوسیالیسم را به مسأله اجتماعی تبدیل کرد.

کمیته فعالین کارگری سوسیالیستی فرانکفورت

01.06.2013 فرانکفورت